فهميد و از باب « و أمّا بنعمة ربّك فحدّث » از كتاب خود مدح كرد .
بله جاى انكار نيست كه در طول چند سال منتشر شده و صاحب مجمع البيان فاصلهء چند سال اين تفسير را ديده و پسنديده و لذا تصميم گرفته كه مجمع را خلاصه كند و نكاتى كه در كشّاف هست به آن بيافزايد مرحوم طبرسى رحمه اللّه در 542 خلاصه مجمع را نوشته و فوت زمخشرى : 528 است . در طول اين 14 سال كتاب منتشر شده بوده است . درباره اهميّت اين تفسير همين بس كه مرحوم طبرسى به آن عنايت داشته است .
وقتى آن تفسير با عظمت يعنى ( مجمع البيان ) را نوشته و بعد كشّاف را ديده ، متوجّه شده كه در آن نكاتى است كه در مجمع البيان نيست لذا تصميم مىگيرد تفسير ديگرى بنويسد كه نكات اين تفسير هم در آن باشد .
و نيز گفته مىشود بيضاوى هم خيلى از كشاف استفاده كرده است .
نيشابورى نيز در مقدمهء تفسيرش مىگويد : تقريبا كل كشّاف در تفسير من وجود دارد .
امام فخر رازى هم اين تفسير را در دست داشته است .
وقتى اين افراد از بزرگان علماى تفسير هستند ، اين كتاب را مأخذ تفسير خود قرار دهند ، معلوم مىشود كه تفسير بسيار مهمّى است .
با اينكه زمخشرى سنّى است ، مرحوم حاج آقاى بزرگ تهرانى در « الذريعه » حدود ده حاشيه و شرح از شيعه بر اين كتاب ياد مىكند . پس كشّاف مورد توجّه شيعه هم بوده است . و علماء اهل تسنّن هم إلى ما شاء اللّه بر اين كتاب شرح و حاشيه نوشتهاند .
« كشف الظنون » كه يكى از كتابهاى فهرست است ، بيش از سى كتاب به عنوان شرح و حاشيه كشّاف معرّفى كرده است .
و اينكه حدود 40 نفر سنّى و شيعه روى اين تفسير كار كردهاند معلوم مىشود كه در حوزههاى علميّه مورد توجّه بوده است . حتّى بر برخى حاشيهها هم ، افراد ديگر حاشيه زدهاند . اين هم از بهترين دلائل بر اهميّت تفسير كشّاف است .
« مجلهء مقالات و بررسيها » نشريه دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى از بهترين
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: رضا استادى
ص٢٩٦