طربه و نعرته و صعقته إلّا أنّه تصوّر في نفسه الخبيثة صورة مستملحة معشقة لسمّاها اللّه بجهله و دعارته ، ثمّ صفق و طرب و نعر و صعق على تصوّرها . . . » .
امّا بايد گفت تفسيرهايى مثل كشاف ، بيضاوى ، مجمع . . . به جهات عرفانى نظر ندارند نه اثباتا و نه نفيا . و ظاهرا اهل آن وادى نبودند . اما اينكه كشّاف بخواهد آنها را ردّ يا مسخره كند ، اينطور نبوده است . بلكه حرفى كه زده صحيح است و صوفيهء باطل را مورد حمله قرار داده است . كه همراه با ذكر خدا دست مىزنند و جار و جنجال راه مىاندازند و گرفتار امور شهوانى هستند و اسمش را محبّت خدا مىگذارند . اينها نمىتوانند بگويند ما متشرّع هستيم . زيرا اين مسائل باطل را با امور معنوى خلط مىكنند .
امّا مطلب ديگر اينكه :
يكى از جهاتى كه باعث شده اين تفسير بين شيعه هم جلوهاى داشته باشد اين است كه ايشان آيات مربوط به اهل بيت عليهم السّلام را بعنوان فضائلى براى آنها مىشمارد .
مثلا به عنوان نمونه ذيل آيهء مباهله ، داستان مباهله را طبق نقل شيعه ، مىآورد و عبارت زيبايى راجع به اهل بيت دارد . كه اين آيه بالاترين و بهترين فضيلت براى اهل بيت عليهم السّلام است « 1 » .
در سورهء « هل أتى » هم فضيلت را نقل كرده است . و محشىّ ( ابن حجر ) به جاى اينكه آدرس حديث را بدهد ، حاشيه زده كه حديث ايراد دارد .
ذيل آيهء مودّت ، حديث معروف مودّت راجع به اهل بيت عليهم السّلام را آورده است « 2 » . و يكى از افتخارات كشّاف اين است كه حديث ذيل در بين شيعه از طريق كشاف نقل و منتشر شده است . البته كشاف هم از ثعلبى « 3 » گرفته است ، حديث اين است :
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 368 .
( 2 ) . ج 4 ، ص 220 .
( 3 ) . تفسير ثعلبى يكى از تفاسير قديم روايى اهل تسنّن است كه در ده جلد چاپ شده است .