آيه هم به معناى نشانه تمام شدن مطلب قبل ، و شروع شدن مطلب بعد است .
اين مطلب هم در اين تفسير وجود دارد :
قال عثمان كان رسول اللّه إذا نزل عليه الشيء دعا ببعض من كان يكتب فيقول ضعوا هذه الآيات في السورة التي يذكر فيها كذا و كذا .
يعنى نظم سورهها و آيات توسّط خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انجام شد . و اين عبارت مىتواند مدرك خوبى براى اين باشد كه قرآن در زمان خود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله منظم شده است .
چند كتاب دربارهء طبقات مفسّرين نوشته شده ، يكى از اين كتب از سيوطى است . كه حدود 150 مفسّر را در آن معرفى كرده است . قبل از سيوطى و بعد از او هم اين كار انجام شده و بعدىها گستردهتر نوشتهاند . در يكى از آنها حدود 700 مفسّر معرّفى شده ، و جديدا اگر كسى نوشته باشد حتما توانسته است بيشتر از اين مقدار معرّفى كند .
چنين كارى در شيعه سراغ نداريم مگر يك نفر كه گفته است طبقات مفسّرين دارد :
مرحوم شيخ محمّد على چهاردهى رشتى ، از مدرسين بزرگ نجف اشرف ( مربوط به 70 - 60 سال قبل كه حاشيهاى بر « قبله و وقت » كتاب شرح لمعه و شرحى بر صحيفه سجاديّه دارد ) ، نوه او معروف به مدرسى چهاردهى ، از اساتيد دانشگاه و داراى تأليفاتى بود در نوشتههايش مىنويسد : طبقات مفسّرين دارم .
اخيرا هم در قم كتابى در اين موضوع به نام طبقات مفسّرين و غيره در چند جلد چاپ شده است .
سيوطى هم در « طبقات المفسّرين » و هم در « اتقان » راجع به تفسير طبرى مطلبى دارد كه ما عبارت اتقان را مىآوريم : و كتابه أي الطبري أجلّ التفاسير و أعظمها فإنّه يتعرّض لتوجيه الأقوال و ترجيح بعضها عل بعض و الإعراب و الإستنباط فهو يفوق بذلك على تفسير الأقدمين .
بله اين امتيازى است براى تفسير طبرى كه اقوال را نقل و سپس ترجيح و انتخاب مىكند .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 262
مساهمون: رضا استادى
ص٢٦٢