تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
چند صفحه درباره‌اش بحث مىكند ، بعد يك آيه را ، بعد چند آيه را يعنى ايشان به علّت انس و تسلّطش بر قرآن به ذهنش مىآيد كه اين چند آيه بايد با هم باشد و آن يك آيه بايد به تنهايى مطرح شود . تفسير « مجمع البيان » كه يك سوره را تقسيم مىكند و چند آيه چند آيه بحث مىنمايد كارى به سياق ندارد . امّا تقسيم كردن آيات در الميزان به دلالت سياق صورت گرفته است . مثلا مرحوم علامه رحمه اللّه مىفرمايد سورهء « هل أتى » را كه مىخوانم مىفهمم كه از اول تا آخر يك جا نازل شده است ولى سورهء ديگر را كه مىخوانم مىفهمم كه در چند قسمت نازل شده است . ايشان اسم اين را سياق گذاشته كرارا مىفرمايد كه سياق آيه دلالت بر اين مطلب دارد . . . مطلب ديگرى كه جناب آقاى اوسى يادآورى كرده اينكه : مرحوم علامه رحمه اللّه به جاى اينكه روايت فضايل خواندن هر سوره را بگويد - كه بعضى از آنها هم گفته شده كه جعلى است - مطالب و اهداف هر سوره را عنوان مىكند . كه اين هم مىتواند كمك سياق باشد . كه اگر اين سوره شش مطلب را تعقيب مىكند پس آياتش شش گروه مىشود . در رابطه با حروف مقطعه اقوال زيادى است . مرحوم علامه طباطبايى رحمه اللّه نظر خاصّى دارند كه سابقه‌اى نداشته است . مىفرمايد : وقتى يك سوره با حروف مقطعه « الم » شروع شده باشد ، سورهء ديگر با « المص » و سورهء ديگر با « ص » ، شايد اشاره به اين است كه مطالب سورهء « الم » و « ص » در « المص » وجود دارد . البته اين يك اظهار نظر ذوقى است كه بايد بيشتر درباره‌اش بررسى و تحقيق شود . مثلا « كهيعص » و « يس » كه در « ي » مشترك هستند قسمتى از مطالب « يس » بايد در « كهيعص » وجود داشته باشد است . بحث ديگرى كه در اين كتاب عنوان شده است : موقفه من أقوال الصحابة و التابعين .