تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
نكرده است يا اگر قابل توجيه بوده توجيه كرده و يا اگر نادرستى آن روشن بوده آن را نقل و ردّ كرده است . مثلا راجع به فرزندان آدم عليه السّلام كه آيا با هم ازدواج كردند يا طور ديگر ؟ روايات دو گونه است و متناقض ، يك دسته از روايات مىگويند با هم ازدواج كرده‌اند ، و دستهء ديگر اين كار را تقبيح مىكنند و مىگويند حيوان اين كار را نمىكند چه برسد به انسان . روايات متناقض است . ولى ايشان به كمك آيات ديگر تكليف اين روايات را هم روشن مىكند . و مىفرمايد از ظاهر آيات استفاده مىشود نسل كنونى بشر به اين دو نفر منتهى مىشود و سومى در كار نبوده است و حرمت ازدواج خواهر و برادر يك حكم تشريعى است كه ممكن است يك دوره حرام باشد و يك دوره حرام نباشد . شايد اين حرف ايشان را هم برخى قبول نكنند ولى منظور اين است كه دو دسته روايات را مطرح و با استفاده از آيات به اين نتيجه مىرسند كه يك دسته از آن روايات با ظاهر قرآن مىسازد و دستهء ديگر را بايد ردّ كرد . طبق فرمودهء معصومين عليهم السّلام كه روايات ما اگر موافق قرآن بود اخذ كنيد و اگر نبود طرح كنيد ، عمل كرده است . يا مثلا دربارهء گناه انبياء ، از كنار هم گذاشتن آيات ، عصمت آنان را استفاده كرده است و در مورد رواياتى كه بخواهد گناهى براى يكى از انبياء ثابت كند ، مىفرمايد كه اين روايت باطل است زيرا با قرآن مخالف است . مطلب ديگر : علامه رحمه اللّه در تفسير آيه به آيه خيلى به سياق توجه داشته است . آقاى اوسى ، شواهد زيادى در اين رابطه آورده است كه به سياق تمسّك كرده است و اصولا كسى كه مىخواهد اين روش تفسيرى را داشته باشد ، تمسّك به سياق آيات يكى از ابزار كار او است . مرحوم علامه رحمه اللّه در ارتباط آيات به هم صاحب نظر است . و آيات را تقسيم مىكند ، ( كه البته ممكن است كسى هم قبول نداشته باشد ) مثلا هشت آيه را يك جا مطرح و