تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
فرض كنيد يك آيه را هم الميزان و هم طبرسى رحمه اللّه هر دو تفسير و يكسان معنى كرده‌اند و هر دو هم شاهد آورده‌اند ولى شاهد الميزان برخى از آيات است كه خيلى معنى را روشن مىكند و موجب اطمينان مىگردد . 4 - الاستعانة به قرآن الكريم لتعيين مصطلح معيّن يرد في بعض آياته . اصطلاحات دينى و قرآنى را با كمك آيات توضيح مىدهد . موضوعاتى مثل : استجابت دعا ، توحيد ، توبه ، رزق ، بركت ، جهاد ، احباط . . . 5 - التفسير الموضوعى . در قرون گذشته رسم نبوده است كه آيات يك موضوع را كنار هم بگذارند و جمع بندى و نتيجه‌گيرى كنند ، اما مرحوم علامه رحمه اللّه اين كار را كرده است و با استفاده از آيات يك سلسله از موضوعات را تحقيق كرده كه اين هم يك نوع تفسير قرآن به قرآن است . مثلا كل آيات مربوط به احباط را جمع كرده و نتيجه مىگيرد كه معنى احباط در قرآن چيست . يكى از امتيازات مهم الميزان قصص قرآن آن است . در قرآن نام 26 - 25 نفر از انبياء آمده است . مثلا نام « موسى » در موارد متعددى آمده است و نداريم تفسيرى كه در گذشته كل آيات مربوط به او را جمع و مورد تحقق و بررسى قرار داده باشد « 1 » . امتياز تفسير الميزان اين است كه براى داستان موسى آيات داستان حضرت موسى عليه السّلام را من البدو إلى الختم با نظام خيلى خوبى جمع و تفسير و نتيجه‌گيرى كرده است . و براى دانستن قصص انبيا ، كار ايشان بهترين مصدر است . علاوه بر اينكه كتب عهدين را هم با قرآن مقايسه نموده و موارد تحريفى آنها را مشخص مىكند . پس از مصاديق تفسير قرآن به قرآن ، تفسير موضوعى است . آقاى اوسى گفته كه گاهى مرحوم علامه رحمه اللّه از بحث تفسيرى خارج شده است . گوشه‌هايى از بعضى قصص را دنبال كرده است كه جنبه تاريخى دارد . البته در اين موارد هم جاى شبهه و حرفهاى باطل بوده است و علامه طباطبايى رحمه اللّه براى ردّ آنها اين بحث‌ها را دنبال كرده است .
هامش
( 1 ) . بله كتابهاى قصص قرآن داريم كه در آنها احيانا كار تحقيقى و علمى انجام شده است .