انصافا كتاب جناب آقاى اوسى كتاب بسيار خوبى است و با يك نظم طبيعى خوبى از عهدهء معرفى جامع اين تفسير برآمده است .
در اواخر كتاب هم نوشته كه از علامه طباطبائى شرح حالى خواستم و ايشان هم نوشت و برايم فرستاد ( و خط خود آقا را چاپ كرده است ) اين شرح حال را ظاهرا در سال 1399 ( تقريبا ) نوشته است .
در اين شرح حال اشتباهى رخ داده و آن اين است كه حاشيهء كفايه و حاشيه اسفار را كه عربى است از تأليفات فارسى شمرده است .
مىنويسد : من مؤلفاته بالعربيّة : تفسير الميزان في عشرين مجلّدا و بداية الحكمة و نهاية الحكمة و رسالة في البرهان و رسالة في المغالطة و رسالة في التحليل و رسالة في التركيب و رسالة في الاعتبارات و رسالة في الإنسان في الدنيا و رسالة في الانسان بعد الدنيا و رسالة الولاية . و من مؤلفاته بالفارسية : اصول فلسفه ، شيعه در اسلام ، قرآن در اسلام ، مصاحبات پرفسور ، رساله علم الإمام ، حاشيه كفاية الاصول ، رسالة فى الإعجاز ، حاشيه الأسفار .
سبك تفسير الميزان
سبك اين تفسير همان « تفسير قرآن به قرآن » است .
جناب آقاى على الأوسى هم در كتابش اين مسأله را مطرح مىكند و سخن اولش اين است كه اين روش چيزى نيست كه آن را مرحوم علامه رحمه اللّه ابداع كرده باشد ، و در طول 14 قرن گذشته كسى اين روش را نداشته باشد و او اين روش را آورده باشد .
سپس ايشان چند نمونه از تفسرهاى قبلى را نقل مىكند كه اين روش را داشتهاند :
نمونهء اول از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه آيهاى را معنا كردند و شاهد آن را از آيهء ديگر بيان فرمودند :
فسّر الرسول الأعظم قوله تعالى :
وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ
انعام / 82 ، لم يلبسوا ايمانهم بالشرك و استدلّ بقوله تعالى :
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
لقمان / 13 .