كه چطور كسى كتابى بنويسد و بيشتر مطالبش را از كتابى ديگر گرفته باشد و اسمى از آن نبرد .
مقدارى از مقدمهء اين تفسير را كه از خود جرجانى است مىآوريم :
« امّا بعد مؤلف كتاب چنين گويد چون يكى از اين دو متمسّك ، كتاب خداى و گذاشته مصطفى صلّى اللّه عليه و آله است و عوام از فايده اين كتاب بىنصيب انداز آن كه علم تأويل و تفسير آن كسى داند كه سالهاى دراز در درياى علوم غوطه خورده باشد و به غوص فكر ، جواهر بيان و نكات قرآن به دست آورده باشد . نه از هر دريايى بلكه از درياى « أنا مدينة العلم و على بابها » و تفاسير اصحاب آنچه عربى است عوام را از آن بهرهاى نيست و آنچه به زبان فارسى است بعضى كه اختصار دارد از فائده عارى و آنچه مطول است در آن اعراب و لغت و اشتقاق و قرائت و اختلاف مفسران از بس كه آوردهاند عوام در مطالعهء آن سرگشته و حيران و از فائده آن بىنصيب مىشوند چون بر اين جمله يافتم از بخشندهء انس و جان مدد خواستم و به توفيق او اين كتاب در تفسير تأليف و نام آن را « جلاء الأذهان و جلاء الأحزان في تفسير القرآن » نهادم و در او جمع كردم از تأويل آيات و تفسير مشكلات آنچه بزرگان دين و پيشوايان اهل يقين بر محك عقل زدهاند و از قعر بحر « و الراسخون في العلم » يافتهاند و سبب نزول آيات آنچه معتمدان روايت كردند و سياق آيات و ظاهر آن را بر آن دليل است اختيار كردم ، و از بهر هر آيتى اخبار و احاديث و مناقب و فضايل اهل بيت آنچه لايق بود نوشتم تا چشم بينندگان را نور بود و دل عاشقان اهل بيت عليهم السّلام را سرور .
و الحمد للّه ربّ العالمين » .
اين سخن كه بگوييم اين تفسير خلاصهء تفسير ابو الفتوح است ( پس او زحمت زيادى نكشيده ) ، با اين سخن كه مىگويد من از روايات استفاده كردهام و مرحوم آقا بزرگ و صاحب رياض العلماء هم فرمودند مؤلف اين تفسير ، از روايات استفاده كرده است ، با هم سازگار نيست .
لذا مصحّح كتاب ، براى اينكه اين شبهه در ذهن كسى نيايد ، راجع به تلخيص بحثى
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: رضا استادى
ص١٩٧