را در بين علماء شيعه نداريم . و در قسم سوم هم اينكه مطلب علمى ديگرى را به عنوان ابتكار خود بياورد اين را هم نداريم .
و امّا تلخيص و استفاده از كتاب ديگران و نقل مطالب بدون آدرس دادن در سابق اصلا قبيح نبوده است . مثلا عبارات تفسير صافى عين تفسير بيضاوى است . صاحب صافى اگر تذكّر هم نداده باشد اشكالى ندارد زيرا تفسير بيضاوى دست همه بوده و همه متوجّه مىشدند كه عبارات از بيضاوى است و چيزى نبود كه صاحب صافى بخواهد مخفى كند .
تذكّر ديگر اينكه كسى كه اين اشكال را مىكند بايد همه كتاب را مطالعه و مرور كرده باشد تا بتواند به طور قطع بگويد نام مآخذ را نبرده است چون ممكن است در جايى تذكّر داده باشد و اين مستشكل نديده باشد .
امّا مصحّح اين تفسير كه اين اشكال را كرده تمام تفسير را ديده است و مؤلف در هيچ جاى آن نام ابو الفتوح را نبرده است .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: رضا استادى
ص٢٠٠