تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
عنوان كرده است : « از بيانات گذشته توهّم نشود كه مراد آن است كه مصنّف در تأليف اين تفسير چندان زحمتى نكشيده است . زيرا امور نسبى است ، و مقصود آن است كه رنج ابتكار بيشتر از رنج اختصار و زحمت تلفيق كمتر از زحمت تحقيق است . و گرنه مصنّف خدمت بسيار برجسته نسبت به كتاب اسمانى شريف انجام داده و حقّ مهمّ غير قابل انكارى بر اهل اسلام و جامعهء مسلمين دارد ، بخصوص كه از عهدهء تلخيص و اختصار به خوبى برآمده است و چنانچه بايد و شايد اين خدمت را انجام داده است . توضيح اين كه تلخيص و اختصار امرى بسيار مشكل و كارى شگرف است و در واقع نوعى از انواع نقل به معنا است با تقيّد به قلّت عبارت ، و نظر به صعوبت و اشكال اين امر است كه جماعتى نقل به معنا در احاديث را جائز ندانسته‌اند . راجع به تلخيص گفته‌اند : إعلم أنّ المختصر لكتاب كمن أقدم على خلق جديد . و اين كتاب از حيث ادبيات هم براى فارسى زبانان ، اهميّت شايانى دارد . مطلب ديگر كه در مقدمه اين كتاب پىگيرى شده است تذكّر و توضيح اين مطلب است كه چطور مطالب خود را از ابو الفتوح گرفته و نامى از او نبرده است . و چند كتاب ديگر را هم نام مىبرد كه اين اشكال به آن‌ها هم وارد است . مثل عوالم و بحار . كه هر دو مثل هم و يكى است . و صاحب عوالم نگفته است كه از بحار گرفته‌ام . و نيز ربيع الشيعه و اعلام الورى كه اولى از ابن طاووس است و دومى از طبرسى رحمه اللّه و ابن طاووس نگفته است كه از اعلام الورى گرفته‌ام . پاسخ اين اشكال كه بعضى آن را نقطه ضعفى براى برخى علماء دانسته‌اند چيست ؟ چون ما به خاطر حمل به صحّت و اينكه آنها اهل علم و تقوى بوده‌اند خيلى پىگيرى نمىكنيم ، ولى برخى مغرض هستند و روى اين مسأله انگشت مىگذارند . در زمان ما اگر كسى : 1 - كتاب كسى را به نام خود چاپ نموده به بازار بياورد . 2 - از كتابى به عنوان منبع استفاده كرده باشد و آن كتاب را بعنوان منبع ذكر نكند . 3 - مطلب علمى كس ديگر را بدون نسبت به او بيان كند ؛ اين سه مورد بسيار زننده است .