تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
تعالى گفت من ايشان را لا محال عذاب خواهم كرد و ليكن ايشان را مخيّر كن تا عذاب دنيا مىخواهند يا عذاب آخرت ايشان عذاب دنيا اختيار كردند . . . » . مرحوم آقاى شعرانى رحمه اللّه مىفرمايد : « اين حكايات ضعيف است و نسبت معصيت به فرشته جايز نيست . و آمدن ملائكه به زمين و شهوت‌رانى كردن و امثال آن مشتمل بر پند و عبرت نيست . مؤلف براى اينكه تفسيرش از قول مفسّران خالى نباشد آوردها ست . و اللّه العالم » . پس به اين نتيجه مىرسيم كه آنجا كه مطالب تفسيرى و صرف و نحوى بيان شده معتبر است ولى در بخشى از نقليّات بايد بدانيم كه معتبر نيست يعنى قابل استناد نيست . در ج 1 ، ص 404 : « موسى در مناجات با خدا گفت از اسرار حكمت چيزى به من نماى گفت از اين كوه فرو شوى بر راه دهى است به آنجا در شو و در آنجا چهار در سراى بينى برابر ايشان را موسى عليه السّلام از آنجا فرود آمد و چون به در آن ده رسيد در رفت و آن سراىها ديد برابر يكديگر ، به در سرائى فراز شد و در بزد و گفت اى مردمان اين سراى شما چه مردمانيد و كار و پيشهء شما چيست و حاجت شما به خداى چيست ؟ ايشان گفتند ما مردمان دهقانيم و كار ما كشت و برزگرى است و حاجت ما به خداى باران است اگر امسال باران آيد ما غنى مىشويم كه تخم بسيار كاشته‌ايم ، از آنجا برفت به در سراى ديگر شد گفتند ما مردمانيم پيشهء ما گلينه كردن است و سفال بسيار بكرده‌ايم اگر امسال آفتاب بسيار باشد و باران كم بود ما مستغنى شويم ، به درى ديگر رفت و گفت چه مردمانى شما ؟ گفتند ما مردمانيم كه دخلها خرد كرده‌ايم و بر خرمن نهاده اگر امسال باد بسيار باشد ما غله‌ها پاك كنيم و ما را خيرهاى تمام باشد ، به درى ديگر آمد و گفت چه مردمانى شما ؟ گفتند ما خداوند رزان و درختستانيم و درختان ما ميوه بسيار دارد اگر امسال باد كم بود ما غنى مىشويم موسى عليه السّلام از آنجا برگشت متعجّب گفت بار خدايا يكى باران مىخواهد و يكى آفتاب مىخواهد و يكى باد مىخواهد و يكى هواى ساكن مىخواهد و حاجات و مرادات ايشان مختلف