تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
2 - مختصّات نسخه‌هاى خطى . 3 - سبك و خصوصيّات دستورى و لغوى و املايى تفسير . 4 - مباحث تاريخى تفسير . 5 - جنبه‌هاى كلامى - فقهى . . . و بعضى فهرستها را دارد . در جلد دوم : احاديث اين تفسير را استخراج و شماره‌بندى كرده است . كل اين جلد 490 صفحه است كه 440 صفحهء آن اختصاص به روايات نبوى صلّى اللّه عليه و آله دارد كه 1820 روايت مىباشد . و از 1821 تا شمارهء 2017 ، از ائمه عليهم السّلام است . يعنى در اين بيست جلد ، حدود 200 روايت از ائمه عليهم السّلام در تفسير وجود دارد . روايات نبوى صلّى اللّه عليه و آله معمولا همان‌هايى است كه در تفاسير سنّىها وجود دارد و دست ايشان بود و نقل كرده است . و اين نشان مىدهد كه چقدر كم به روايات ائمه عليهم السّلام مراجعه كرده‌اند . جلد سوم آن قصص است . قصص قرآن تفسير ابو الفتوح را جمع كرده است . جلد سوم چاپ 20 سال پيش است . دنبالهء قصص ، فهرست برخى لغات را هم آورده است . و امّا دربارهء قصه‌هاى پندآموزى كه گفتيم در اين تفسير وجود دارد و ممكن است صحيح نباشد ، ابتدا عبارت علامه شعرانى مىآوريم : « شيخ ابو الفتوح از اخبار و آثار و سخنان مشايخ صوفيه و اشعار و كلمات قصار بزرگان بسيار آورده و در قصص انبياء گذشته از عرائس ثعلبى زياد نقل كرده است و چون اخبار ضعيف در عرائس بسيار است و اعتماد بر آن نيست ، خوانندهء تفسير را شگفت آيد كه مردى عالم مانند مؤلف كه اعتماد بر روايات غير ائمه معصومين عليهم السّلام را مطلقا جايز نمىداند حتّى اگر از صحاح ستّه باشد . چگونه از كتاب ضعيف اهل سنّت ، نقل روايت از اهل بيت عليهم السّلام مىكند . امّا از چند جهت بايد او را مصيب شمرد : 1 - غالب وقايع به وجه مختلف روايت مىشود و خواننده مىداند كه چون قضيّه را چند گونه روايت كنند خصوصيات هيچ يك را اعتبار نباشد و مراد نقل قدر مشترك است .