تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
در شأن نزول اين آيه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
در كتب اصول فقه و غيره آمده كه آيه دربارهء وليد است او از طرف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماينده بود كه برود از مردم يك محلّى زكات بگيرد . مردم كه او را از دور ديدند از خوشحالى به استقبال او آمدند . او از همانجا برگشت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت آنها براى جنگ با ما مىآمدند ، ما برگشتيم و اطرافيان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اصرار داشتند كه گروهى را براى جنگ با آنها بفرستد كه آيه نازل شد اگر فاسقى خبر آورد ، دربارهء آن تحقيق كنيد و فورى ترتيب اثر ندهيد . اين شأن نزول فقط در اين حدّ قابل قبول است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله طبق علم عادى و ظاهرى خود فردى را بفرستد ( چون گاهى آنها طبق علم عادى خود عمل مىكردند ) او برود و برگردد و اين دروغ را بگويد . و از آيه بر نمىآيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سخن وليد ترتيب اثر داد و تصميم گرفت ، بلكه اين آيه با مسلمانان صحبت مىكند و ظاهر اينست كه اطرافيان پيامبر مىخواستند ترتيب اثر بدهند . و آيه آنها را مخاطب قرار داده و فرموده است تحقيق كنيد . قرينه‌اش هم آيهء بعد است :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ . . .
اين قسمت به آيه قبل مربوط است يعنى اگر رسول صلّى اللّه عليه و آله مطيع شما باشد و به حرف وليد ترتيب اثر دهد خودتان به هلاكت مىافتيد . اين شأن نزول در تفسير مجمع البيان نقل شده و در تفسير تبيان به طور خلاصه‌تر آمده است . آيه ، شأن نزول ديگر هم دارد : و آن مربوط به « ماريه - ام ابراهيم » از همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود كسى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر آورد كه يكى از همشهرىهاى ماريه با او رفت و آمد دارد . حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت على عليه السّلام را فرستاد به سوى او و فرمود هر كس بود او را بكش . حضرت على عليه السّلام رفت و ديد همينطور است . آن شخص تا ديد كه حضرت عليه السّلام به قصد جان او آمده حضرت را متوجّه ساخت كه من