شأن نزولهاى ديگر :
قبل از ماه رمضان مىخواستند به عنوان ماه رمضان روزه بگيرند .
در مجلس قبل از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شروع به غذا خوردن مىكردند .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را از حجره صدا مىزدند تا با هم به مسجد بروند ، در راه رفتن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جلو مىافتادند .
اين شأن نزولها شبيه هم است . و اگر چند تا نقل شود و چند تا نقل نشود ، ضرر نمىزند .
سؤالى در آيه مطرح است و آن اينكه آيه مىفرمايد :
وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ
، با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به جهر و با صداى بلند گفتگو نكنيد كه اين موجب حبط عمل است . از طرفى در كتب كلامى داريم كه حبط باطل است .
پس اين آيهء شريفه چگونه حبط را ثابت مىكند ؟
شيخ طوسى رحمه اللّه با دو سه سطر جواب دادهاند كه اين حبط غير از حبط باطل است .
حبط باطل اين است كه كارى انجام دهيم كه مستحق ثواب باشيم و ثوابش حبط شود .
آيه اين را نمىفرمايد . حبط صحيح كه آيه هم اشاره به آن دارد به اين معنى است عملى كه داراى ثواب است ، خود آن ثواب زمينهاش منتفى شود و از بين برود . مثلا گفتگوى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ثواب دارد اگر بلند صحبت كنيد زمينهء استحقاق ثواب آن عمل از بين مىرود . نه اينكه ثواب عمل هست و حبط مىشود . « 1 »
در تبيان تفسير قرآن به قرآن هست امّا به طور كامل رعايت نشده است . شايد از اين جهت كه تسلّط كافى بر آن نبوده است . تفسير قرآن به قرآن را بايد با الميزان مقايسه كنيم كه ببنيم چه اندازه اين روش پياده شده است .
امتيازى كه تفسير الميزان در اين جهت دارد اين است كه مرحوم علامه طباطبايى تسلّط كامل به محتواى قرآن داشته و در تمام تفسيرشان اين روش را پياده كردهاند .
در همين آيات اوّل سورهء حجرات
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا . . .
اگر با آيات
هامش
( 1 ) . اين جواب همه موارد را شامل نمىشود .