ديگران وجود داشته است .
از باب نمونه مطلبى كه در الميزان است و در هيچ تفسيرى نيست مىآوريم . ايشان مىفرمايد : آيه اول را وقتى تدبّر مىكنيم ، بايد طورى معنا كنيم كه با « إنّ اللّه سميع عليم » ، با « اتقوا اللّه » ، با « يا ايها الذين آمنوا » با « تقدموا . . . » مناسب و هماهنگ باشد . و هيچ كدام زائد نباشد .
اين تدبّر و تأملى است كه ايشان كرده است كه آيه را بايد طورى معنا كنيم كه تمام جملات با هم هماهنگ باشد . اگر اينطور معنا كنيم كه : در راه رفتن از خدا و رسولش جلو نيافتيد . در اين معنا گويا « اللّه » زائده مىشود . چون جلو افتادن از خدا و رسولش معنا ندارد . و اينكه بگويند ذكر « اللّه » تشريفاتى است مورد قبول نيست . بلكه بايد طورى معنا كرد كه تقدم بر هر دو باشد واقعا . اگر تقدم را در غذا خوردن ، راه رفتن . . .
معنا كنيم ، در اين معانى « اللّه » زائد مىشود .
نكتهء ديگر اينكه مىفرمايند : اگر مسأله غذا خوردن ، آب خوردن ، راه رفتن و نشست و برخاست . . . مطرح بود ، بايد مىفرمود : « إن اللّه بصير عليم » چون اينها ديدنى است نه شنيدنى .
و نيز منظور از « لا تقدّموا » بايد حتما كار خلافى باشد كه « اتقوا اللّه » با آن مناسب باشد .
از
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
استفاده مىشود كه لازمهء ايمان است كه فلان كار را انجام ندهيد . ايمان اقتضا دارد كه از خدا و پيامبر جلو نيافتيد . در چه چيز ؟ فرد شاخص اين تقدّم اين است كه در حكم جلو نيافتيد . اگر مؤمنيد پس بايد تسليم باشيد . اينها را قرينه گرفتهاند كه مراد تقدّم در حكم است يعنى در حكم كردن از خدا و رسولش صلّى اللّه عليه و آله جلو نيافتيد . در اين صورت « اللّه » هم مورد دارد . با
اتَّقُوا اللَّهَ
هم خيلى مناسب است .
چون جلو افتادن از خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله در حكم ، كار خيلى زنندهاى است . و با شنيدن و علم داشتن ( سميع عليم ) هم سازگارى دارد .
اين معنايى است جالب و جاذب كه در الميزان هست و در تفاسير ديگر نيست . ولى