پيامبر پايين مىآورند . . . كسانى هستند كه خداوند قلوبشان را براى تقوى امتحان كرده است » . امتحان در اينجا به چه معنى است ؟
فرمودهاند : امتحان گاهى خودش منظور است گاهى نتيجهاش . گاهى مىگويند اين طلا را امتحان كن كه چند عيار است . و گاهى مىگويند آن را امتحان كن يعنى خالص كن كه مسهايش جدا شود و اين مىشود نتيجهء امتحان .
در آيهء شريفه نتيجهء امتحان منظور است . كسانى كه صدايشان را پايين مىآورند آنهايى هستند كه خدا دلشان را خالص كرده است .
پس از حيث لغت خوب دنبال كردهاند و كتابها و مآخذ در اختيارشان بوده است . و تفاسير قبلى ( روايى و آنها كه جهت خاصّى را دنبال كرده بودند ) جامع اين موارد نيست .
از حيث تركيب جملات آيه هم مفسّر بايد توجّه داشته باشد . چون تركيب گوناگون ، معانى گوناگون مىآورد . در اين آياتى كه بعنوان نمونه بيان كرديم ، تا جملهء
أَنْ تَحْبَطَ
روشن است و نياز به توضيح ندارد .
اما در اين جمله تمام تفاسير گفتهاند بايد فعلى را در تقدير بگيريم يا كلمهاى كه عليّت را برساند : « لئلا » ، « لأن » ، « مخافة » ، « حذار » . . . در كتب ادبى هم اين مسأله را داريم . و در قرآن هم مشابه زياد دارد .
ايشان « لئلّا » را در تقدير گرفتهاند . و در ادامه مىگويند : قال الزجاج و يكون اللام لام العاقبة . لا تجهروا بالقول لحبط عملكم .
اگر نسخهاش درست باشد ، مطلبش اين است كه اگر لام ، براى عاقبت باشد ، نبايد « لا » را در تقدير بگيريم . و گرنه لام براى عاقب نمىشود . پس از حيث تركيب هم توجه داشتند .
مسأله ديگر اينكه مفسّر بايد به شأن نزول هم توجّه داشته باشد . و نمىتواند خود را از شأن نزول بىنياز بداند و بگويد به ما گفتهاند : العبرة بعموم الوارد لا بخصوص المورد . اين صحيح نيست . چون گاهى شأن نزول در معنى آيه خيلى دخالت دارد .