آيات را كه مىخوانيم سؤالاتى مطرح مىشود بايد ببينيم اين سؤالات چقدر در تفاسير مطرح شده است . در روش تفسر گفتهايم مفسّر بايد به قرائات مختلف در آيات توجّه داشته باشد . به تفاسير كه مراجعه مىكنيم ، در دو مورد اين آيات اختلاف قرائات وجود دارد :
كلمهء
لا تُقَدِّمُوا
كه به صورت
لا تُقَدِّمُوا
و
لا تُقَدِّمُوا
هم خوانده شده است .
و كلمهء
الْحُجُراتِ
كه
الْحُجُراتِ
و
الْحُجُراتِ
هم خوانده شده است .
در تفسير تبيان هم به اين اختلاف قرائت اشاره شده ولى در كلمهء اول و دوم ، قرائت سوم را نفرموده است . پس از نظر قرائت مراجعه كرده و بىتوجّه نبوده است . ولى اينكه يك قرائت از قلم او افتاده است چون مطلب دم دستى نبوده است . بسيارى از تفاسير ، قرائت سوم را نگفتهاند صاحب كشّاف قرائت سوم را هم بيان كرده است . به هر حال شيخ طوسى رحمه اللّه به قرائات توجّه داشته است .
و نيز گفتهايم اگر در آيه لغتى بود كه نياز به توضيح دارد ، مفسّر بايد اين كار را هم انجام دهد . در تفسير اين آيات لغاتى كه نياز به توضيح داشته توضيح داده مانند كلمهء « جهر » كه ممكن است سؤال شود معنايش چيست ايشان فرموده است : و جهر الصوت أشدّ من الهمس و يكون شديدا و ضعيفا وسطا و الجهر ظهور الصوت بقوّة الإعتماد و منه الجهارة في المنطق و يقال نهارا جهارا و جاهر بالأمر .
پس ايشان آنچه لازم بوده ، دنبال كرده است . اگر كتابى بيشتر از اين گفته باشد يا چيزى خلاف فرمودهء او گفته باشد ، دليل بر اين نيست كه او مراجعه نكرده است . بلكه شايد قبول نداشته است .
و نيز كلمه ( غصّ ) را هم توضيح داده است : و الغضّ الحطّ : پايين آوردن ( صدا يا چشم ) .
يقال غضّ فلان عن فلان إذا ضعف حاله عن حال من هو أرفع منه و غضّ بصره إذا ضعف عن حدة النظر و غضّ الصوت إذا ضعف عن الجهر .
همچنين كلمه
امْتَحَنَ
در آيهء شريفه فرموده است : « كسانى كه صدايشان را نزد