پس كتاب مركّب هست ولى نه آن طور كه با هم خلط شده باشد .
چه كسى اين كار را انجام داده و مطالب را جمع كرده است ؟
در تمام نسخههاى مصحّح نام « أبو الفضل العباس ابن محمّد بن قاسم ابن حمزة بن موسى بن جعفر عليه السّلام قال حدّثنا علي بن إبراهيم . . . وجود دارد . كه مربوط به اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم است .
و نيز خودش بوسيلهء ابن عقدة ( از علماء همان دوره ) ، از تفسير أبى الجارود نقل مىكند .
ولى در هيچ كتابى مطرح نشده است كه اين شخص چه كسى است ؟ فقط معلوم است كه از شاگردان على بن ابراهيم مىباشد .
آن سلسله رواياتى كه مربوط به ابى الجارود و غير او است بايد مثل ساير روايات تفاسير ، تك تك بررسى شود و آن قسمتى كه مربوط به على بن إبراهيم است نياز به بررسى ندارد زيرا در مقدّمهء تفسيرش گفته است : نحن ذاكرون و مخبرون بما ينتهى إلينا من مشايخنا و ثقاتنا عن الذين فرض اللّه طاعتهم . و اين يك توثيق عام است . هر حديثى كه شاهد و سند داشته باشد كه از على بن ابراهيم است سلسله سندش خوب است .
در ابتداء تمام نسخههاى خطى نام آن شخصى كه با چند واسطه به امام كاظم عليه السّلام مىرسد و نيز جمله « و قال على بن ابراهيم » وجود دارد و سپس جملهء فوق ذكر شده است .
صاحب وسائل رحمه اللّه و آية اللّه خويى رحمه اللّه هم به آن عبارت اعتماد كرده و آن را توثيقات عام مىدانند .
آية اللّه خويى مىفرمايند : فإنّ في هذا الكلام دلالة ظاهرة على أنّه لا يروى في كتابه هذا إلّا عن ثقة « 1 » .
صاحب وسائل رحمه اللّه مىفرمايند : و قد شهد على بن ابراهيم ايضا بثبوت احاديث تفسيره
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 63 .