تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
تضعيف شده است . قسمت عمده‌اى از روايات تحريف هم از او است . تمام روايات سيّارى را هم بايد از آن هزار روايت برداريم . پس از هزار روايت عدد خيلى كمى مىماند كه بايد جواب دهيم و جوابش هم مشكل نيست . مثلا مىشود گفت اين روايات جنبهء تفسيرى و توضيح دارد . يعنى در بعضى قرآنها مثلا كاتب قرآن نوشته باشد يا أيها الرسول بلّغ ما أنزل إليك في عليّ ، عالم بعدى خيال مىكند اين هم جزء قرآن است . يا امام عليه السّلام اين گونه قرائت كرده باشد و طرف فكر مىكند اين جزء آيه است . در حالى كه اينها توضيحات است . مطلب ديگر : آية اللّه زنجانى يك دوره تفسير على بن ابراهيم را با « تأويل الآيات » كه از اين تفسير مطالبى را نقل مىكند تطبيق كرده است . يعنى نسخهء خطى « تأويل الآيات » را گرفته و هر جا كه گفته است « قال علي بن إبراهيم » به اين تفسير مراجعه كرده است كه آيا در آن هست يا نيست . اگر هر چه نقل كرده است در اين تفسير باشد معلوم مىشود كه اين تفسير دست او بوده است . ولى نتيجهء تطبيق اين شده كه كتابى كه در دست صاحب تأويل الآيات بوده غير از اين تفسير است . از باب نمونه آية اللّه زنجانى در صفحهء 27 نسخه تفسير خود نوشته‌اند : و في تأويل الآيات : علي بن إبراهيم عن محمّد ابن أبي عمير عن . . . ولى در اين تفسير نيست . پس معلوم مىشود تفسير على بن ابراهيم اصلى يا چيزى غير از آن تفسيرى كه در دست ما است در اختيار او بوده است . در صفحهء 414 : فى تأويل الآيات قال علي بن إبراهيم في تفسيره . . . كه در اين تفسير كنونى نيست . پس به اين نتيجه رسيده‌اند كه آنچه كه در دست صاحب تأويل الآيات بوده و از آن نقل مىكرده است غير از تفسيرى است كه در اختيار ما است . يك مورد هم از مجمع مىآورند كه مجمع البيان از تفسير علي بن إبراهيم نقل مىكند