و إنّها مرويّة عن الثّقات عن الأئمة « 1 » .
امّا راجع به مسأله تحريف و تأويل و اينكه رواياتى از اين تفسير با عصمت معصومين منافات دارد .
آقاى جزايرى در مقدمه در چاپ جديد جواب دادهاند :
جواب نقضى : اگر به ما بگويند چرا اين كتاب را چاپ كرديد در حالى كه دلالت بر تحريف دارد و سنّىها به ما ايراد مىگيرند ، در پاسخ مىگوييم كتب حديثى خود اهل تسنّن هم از اين روايات دارد . و موارد متعددّى از روايات تحريف را از كتب اهل سنّت آدرس داده است . پس سنّىها نمىتوانند اين ايراد را به ما بگيرند . و خودشان هم بايد از آن روايات پاسخ دهند .
جواب حلّى : تحريف گاهى به زياده و گاهى به نقيصه است . تحريف به نقيصه گاهى در كل آيات و گاهى در آيات مربوط به ولايت است . اگر كسى قائل به تحريف است تحريف به نقيصه و مربوط به آيات ولايت است . خيلى از كتابها شامل اينطور روايات است و بايد يك جواب كلّى بدهيم نه اينكه فقط اين كتاب را زير سؤال ببريم .
مرحوم حاجى نورى در كتابى كه راجع به تحريف نوشته هزار روايت نقل مىكند كه مربوط به تحريف است . كه ممكن است چند تا از آن منقول از اين كتاب باشد .
پس اين هزار روايت را بايد جواب دهيم . جواب اجمالى اين است كه :
قسمتى از اين روايات مكرّرات است . يك روايت در چند كتاب نقل شده كه وقتى حذف شود عدد پايين مىآيد .
قسمتى هم اختلاف قرائات است و اين غير از تحريف است . مثلا به جاى « و لا الضالّين » « غير الضالّين » قرائت كردهاند . اين مربوط به تحريف نيست .
و اينها را هم بايد كم كنيم .
شخصى است به نام « سيّارى » و كتابى دارد به نام « قرائات سيّارى » ، او در كتب رجال
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 68 .