ولى با تفسيرى كه به دست ما است تطبيق نمىكند . موارد فراوان ديگرى را هم نقل مىكنند كه در مجمع هست و در اين تفسير هم هست ولى اختلاف نسخهء زيادى دارد .
آن قدر كه نمىتوان گفت شايد كاتب اينطور نوشته باشد .
اينها همه شاهد سخن حاج آقا بزرگ است كه اين تفسير ، همان تفسير اصلى على بن ابراهيم نيست .
و آن تفسير اصلى يا خلاصهاش در دست صاحب « تأويل الآيات » بوده است .
كار ديگر كه آية اللّه زنجانى دام ظله انجام دادهاند اين است كه هر جا : « شواهد التنزيل » از ابى الجارود مطلبى نقل كرده با آنچه در تفسير قمى است تطبيق كردهاند تا گواه شود كه از ابى الجارود است . و اين جاها را در نسخه تفسير خود « لام » گذاشتهاند يعنى در شواهد التنزيل هم هست .
در پايان لازم است به مقاله حجة الإسلام و المسلمين حاج سيّد جواد شبيرى در مجله آيينه پژوهش شماره 48 كه اشارهاى به نظر والدشان نسبت به تفسير قمى دارد رجوع شود چون ممكن است اينجانب اشتباها مطلبى را به ايشان نسبت داده باشم .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: رضا استادى
ص١٣٧