صوفيهء حق را داشتند . و اطوار و اخلاق ايشان مباين طايفهء صوفيّه اهل سنّت بود .
ما از صوفى سنّى بدگويى مىكنيم و از صوفيانى كه سنّى نيستند ولى رويّهء آنها را دارند . ولى صرف اينكه يك عالم اهل معنويّات باشد ، باعث نمىشود كه اسمش را صوفى بگذاريم . و يا اگر اسمش را صوفى بگذاريم ، آدم بدى باشد ، مثلا شيخ بهاء الدين محمّد عاملى ، فيض كاشانى ، ابن فهد حلّى را به عنوان صوفى معرفى كردند .
مرحوم مجلسى رحمه اللّه مىفرمايد : اگر يك گروه از علماء ما به ظواهر عمل كنند و اهل رياضات و سير و سلوك هم باشند . اينها را با صوفىهايى كه اهل باطل و لا ابالى هستند ، خلط نكنيد مانند شيخ بهاء الدين .
مرحوم مجلسى رحمه اللّه در ادامه مىفرمايد : « والد مرحوم فقير - رضوان اللّه عليه - از جناب شيخ مزبور ، تعليم ذكر و فكر گرفته بود . و هر ساله يك يا دو اربعين و بيشتر به عمل مىآورد .
بله صوفىها هم چلّهنشينى دارند ولى اينها با هم قابل قياس نيست .
در احاديث معتبره وارد شده : هر كس چهل صباح اعمال خود را براى خدا خالص گرداند خداوند چشمهء حكمت را از قلبش به زبانش جارى مىگرداند .
و پدر من ، جمع كثيرى از تابعان شريعت مقدّسه را ، موافق قانون شرع ، به رياضت وا مىداشت . و فقير نيز مكرّر اربعينها به سر آوردم » .
عبارت ديگر كه مرحوم علامه مجلسى رحمه اللّه دارد اين است كه : « فرق علماء شيعه كه اهل معنويّات هستند و بعضى آنها را با صوفيّه اشتباه مىگيرند ، با علماء صوفى سنّى زياد است .
سپس اضافه مىكند كه « از علماء اهل معنى است نيز سيّد بزرگوار على بن طاووس رحمه اللّه كه صاحب كرامات و مقامات بود . و شيخ ابن فهد حلّى صاحب « عدة الداعى » كه در زهد و ورع و كمال مشهور آفاق بود و نيز شيخ زين الدين شهيد ثانى رحمه اللّه كه در راه دين شهيد شد و كتب وى از قبيل « منية المريد » و « اسرار الصلاة » شامل دقائق اسرار
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: رضا استادى
ص١٢٢