متوجّه مىشويم علامه مجلسى چه مىگويد . يعنى ديگران چه كردند و او چقدر ضابط بوده است آقاى محمودى كه اين كتاب را تحقيق كرده مىگويد از معاصرين فرات ، كتابى در دست هست كه وقتى مضامين آن را با روايات مىسنجيم مىبينيم مؤلّف به خودش اجازهء دخل و تصرّف داده است . ولى روايات فرات را كه تطبيق مىكنيم مىبينيم دقيقا همان چيزهايى است كه در كتب ديگر هم هست .
و گفتيم كه او از مشايخ صدوق يا از مشايخ پدر او است . علامه مجلسى اين را هم به عنوان مؤيد آورده است و گفته : و قد روى الصدوق رحمه اللّه عنه اخبارا بتوسّط حسن بن محمّد بن سعيد الهاشمي .
البتّه صرف مشيخه بودن دليل توثيق نيست ولى تا حدّى مىتواند موجب اعتبار باشد .
چون علماء براى اينكه احاديث از بين نرود گاهى از مشايخى حديث فرا مىگرفتند كه به خود آنها اطمينان نداشتند . كسى نبايد تشبيه كند و بگويد در زمان ما معمولا براى درس خواندن نزد آدمهاى نادرست نمىروند .
زيرا اولا : اين نقض دارد . اگر فردى باشد كه علم منحصر داشته باشد ممكن است چند نفر نزد او جمع شوند و آن علم را فرا بگيرند گرچه به خود او اعتماد نداشته باشند .
ثانيا : حديث با علوم فرق مىكند . بودند مشايخى كه خودشان خوب نبودند ولى كتاب حديث مضبوطى داشتند و براى فرا گرفتن آن راهى جز اين نبود كه پيش آنها بروند و آن را اخذ نمايند .
پس اگر از كسى حديث تلقى كرده باشند ، دليل بر اين نيست كه فرد خوب و مطمئنى است . زيرا گاهى مجبور مىشدند نزد كسى بروند كه مذهب او را قبول نداشتند و يا او را مطمئن نمىدانستند مثلا يك عالم شيعه واقعا مىدانست كه فلانى سنّى است ولى براى اينكه احاديث از بين نرود دنبالش رفته و دريافت مىكرد .
عين عبارت علامه مجلسى را مرحوم سيّد محسن جبل عاملى رحمه اللّه در اعيان الشيعه نقل كرده است ولى خودش اظهار نظر ننموده است . ظاهر اين است كه موافق بوده است .
و نيز مرحوم سيّد حسن صدر رحمه اللّه مىفرمايد : الشيخ فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى له
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: رضا استادى
ص١١٩