و ازين بيت استاد لامعى جرجانى [ كه ] گويد :
[ بيت ]
آسمان زيبد « 1 » هنگام نشست او را تخت * ماه و خورشيد سزا تخت و را دارافزين
معنى بالش و متكا ظاهر مىشود چه بر آنها نيز تكيه مىكنند كما لا يخفى *
و داروزين نيز گويند و معرب آن داربزين است .
دلنگان
- [ بكسر دال و « 2 » لام با كاف فارسى ] بمعنى آويزان باشد و آونگان . مثالش مولانا بنائى به زبان هروى فرمايد :
[ بيت ]
بتونى مال خم فرستادك * كه دلنگان كنى و والنگان « 3 » *
درائيدن
- [ بكسر و فتح دال اول و فتح دال دوم و كسر ياى اول ] يعنى گفتن و آواز كردن شيخ اوحدى گويد در جام جم :
بيت
فقرا گر خوردنست و گائيدن * هرزهء چند بر درائيدن
دان
- دانه باشد « 21 » . مثالش حكيم سوزنى گويد :
بيت
دان است و « 4 » دام « 5 » خال و زلف آن صنم * من سال و ماه بسته بدان دان و دام دل
و شيخ نظامى نيز فرمايد :
بيت
فراخى در جهان چندان اثر كرد * كه يكدان غله صد دان بيشتر كرد
دى بدين
- [ بفتح دال اول و با و كسر دال دوم ] روز بيست و سوم از ماه باشد « 22 » . مثالش مسعود سعد گويد :
بيت « 6 »
دى بدين است و دين مرد خرد * آن شناسم كه لعل باده خورد « 7 »
هامش
( 1 ) كلمه در « الف » تباه شده است .
( 2 ) والنگان در لغت ديده نشد . اگر لغت محلى نباشد ، محتمل است مصحف آونگان باشد .
( 3 ) تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد به خط اصل متن كتاب .
( 4 ) در « س » واو نيست .
( 5 ) « س » « الف » : دام و . ( متن از « غ » و « ن » و « ب » است ) .
( 6 ) كلمه در « س » نيست .
( 7 ) « غ » اينجا لغت مركب ذيل را آورده است كه ظاهرا در حرف غين مع النون بايد مىآمد :
در غلبگن . [ بفتح دال و باء موحده و كاف فارسى و ضم غين معجمه و سكون راى مهمله و لام ] در پنجره كه از پس آن مردم نمايان باشد .
( 21 ) در برهان بمعانى ، مخفف دانه و امر بدانستن و در آخر كلمه معنى ظرفيت داشتن نيز آمده است .
( 22 ) در برهان بمعنى نامى از نامهاى خداى تعالى و نام فرشتهاى نيز آمده است .