و ميرزا ابراهيم گفته كه اين لفظ تركيست ، اما از تركان تحقيق كرديم ، گفتند تركى نيست « 21 » .
مع الميم
طارم
- در نسخهء ميرزا خانهء چوبين باشد چون خرگاه و سراپرده . [ و ] گنبد . و محجرى كه از چوب سازند و بر اطراف باغ نهند تا مانع دخول باشد . مثال معنى سراپرده و خرگاه شيخ سعدى گويد :
بيت « 1 »
چه مىخواهى از طارم افراشتن * همين است از بهر بگذاشتن
و اين بيت شيخ نظامى مؤيد خرگاه و محجر است :
بيت « 1 »
گفت « 2 » بر هر كسى كه سخت كند * چون در طارمش دولخت كند
و بمعنى چوب بندى كه براى انگور و ياسمين و كدويى كه صراحى مىكنند نيز آمده و داربند نيز گويند « 22 » . مثال اين معنى حافظ شيراز گويد :
بيت « 1 »
فريب دختر رز طرفه مىزند ره عقل * مباد تا بقيامت خراب طارم تاك
طاق و طرم
- همان طاق و طرنب مرقوم .
مثالش مولوى معنوى :
بيت « 1 »
از پى طاق و طرم خوارى كشيد * بر اميد عز در اين خوارى خوشيد
مع النون
طبر خون
- بيد سرخ باشد و بيد طبرى نيز گويند . و در نسخهء وفائى مسطورست كه چوبيست سرخ كه تركان سه عدد از آن را در حلقههاى آهنين تعبيه كنند و بهم پيوندند و جانوران و مرغان را به آن شكار كنند . مثال معنى اول را شيخ نظامى گويد :
بيت « 1 »
طبر خون با سهى سروت قرين باد * طبر خون را طبرزد همنشين باد
مثال معنى دوم را « 23 » هم او فرمايد :
بيت
طبر زد دهم چون شوم آبخيز * طبر خون زنم چون كنم غمزه تيز
و حكيم فردوسى بمعنى مطلق سرخ چند جا آورده از آن جمله فرمايد :
بيت
هوا خيره گشت از فروغ درفش * طبر خون و شبگون و زرد و بنفش
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) « س » : گفت . ( متن از نسخ ديگرست ) .
( 21 ) تركى است .
( 22 ) در برهان معنى بام خانه نيز دارد .
( 23 ) يعنى : نظامى .