و غيره و بمعنى دانهء انگور و خرما نيز آمده در نسخهء ميرزا . مثال معنى اخير ناصر خسرو گويد :
بيت
درخت خرما صد خار زشت دارد و خشك * اگر دو شنگله خرماى خوب تر دارد
و در فرهنگ بمعنى خوشه آمده « 21 » .
شترگربه
- يعنى مخالف و نامتجانس .
مثالش حكيم انورى گويد :
در حيز زمانه شترگربهها بسيست * گيتى نه يك طبيعت و گردون نه يك فنست
شنوشه
- [ بكسر شين اول و فتح دوم و ضم نون ] عطسه باشد « 22 » . رودكى گويد :
بيت « 1 »
مرا امروز توبه سود دارد * چنان چون دردمندان را شنوشه
شوره
- در نسخهء ميرزا بمعنى خجل و خاك نمناك آمده و در مؤيد بمعنى خجل [ بفتح شين ] آيد و بضم شين خاك نمناك باشد كذا فى تحفة السعادة « 2 » و اصح آنست كه بمعنى خاك نمناكى باشد كه تلخى و شورى داشته باشد و بمعنى خشكى سفيد رنگ كه بر سر كچل باشد نيز آمده « 23 » . مثال معنى اول شيخ سعدى گويد :
شعر
زمين شوره سنبل برنيارد * در آن تخم عمل ضايع مگردان
نكوئى با بدان كردن چنانست * كه بد كردن بجاى نيكمردان
مثال معنى دوم سراج الدين راجى گويد :
شعر « 1 »
سر آن كچل شوره آرد ببار * نگون طاسى افتاده در شورهزار
شوشه
- [ به وزن خوشه ] در نسخهء ميرزا بمعنى ريزهء « 2 » هر چيز و پشتهء ريگ و خاشاك باشد و علامتى كه بر سر قبر شهدا بر پا كنند آمده ، بمعنى دوم خواجوى كرمانى گويد :
بيت
دمد لاله از شوشهء خاك من * گيا رويد از گوشهء خاك من
و در ادات الفضلاء بمعنى سبيكهء زر نيز آمده « 24 » مثال اين معنى حكيم « 3 » اسدى فرمايد :
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) كلمه از « ب » و « غ » است .
( 3 ) « س » « الف » : كليم ، نسخ ديگر ندارند . ( متن تصحيح قياسى است ) .
( 21 ) زنگله ( بكسر اول و گاف ) در تداول مردم قزوين . و در برهان بمعنى ريشه از ابريشم و غيره بر سر دستار و روپاك و جامهء ملوث زنان ( - شنگه . حاشيهء برهان ) و جاى ناپاك و اصطبل نيز هست .
( 22 ) برهان گويد سنوسه نيز درست است .
( 23 ) اين معنى در برهان نيست و گويد بمعنى خجلت و خاك شور كه از آن باروت سازند و به عربى ملح الدباغين گويند و معرب آن شورج است نيز آمده .
( 24 ) در برهان معنى هر چيز طولانى و كوتاه مانند لوح مزار و محراب مسجد و تختهء حمام نيز دارد .