بيت « 1 »
بشناوش چه مىبرى چون بط * دانش آموزش و فصاحت و خط
شيشو
- [ بكسر شين اول و ضم دوم ] تيهو « 2 » باشد .
شترگاو
- زرافه باشد « 21 »
شيو
- [ به وزن ريو ] ضد بالا كه شيب و نشيب نيز گويند « 22 » مثالش فردوسى گويد :
بيت « 1 »
چو رفتم بفرمان كيهان خديو * سوى كوه البرز از آن صعب شيو
مع الهاء
شادگونه
- [ به سكون دان مهمله و ضم كاف فارسى و فتح نون ] جبهء پنبه آگنده و بمعنى تكيه گاه نيز آمده . مثالش عسجدى گويد :
شعر « 3 »
همان كه بودى از پيش شادگونهء من * كنون شدست دواج تو اى به دونى « 4 » فاش
و استاد فرخى نيز گويد :
بيت
بر شاد گونه تكيه زده شاه شادكام * دولت رهى و بخت مطيع و فلك غلام
و در ادات الفضلاء بمعنى نهالى به نظر رسيده « 5 » و گويند نوعى از جامهء پنبهدارست كه در بلاد يمن ترتيب دهند * .
و ديگر بمعنى زن مطربه باشد . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
بر طارم جلالت كيوان هميشه حارس * در بزم دلفروزت ناهيد شادگونه
شاره
- [ بفتح را ] دستار بزرگ مقابل چادرى كه از هند آورند . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت « 3 »
آنكه بر فرق مشترى بنهاد * حكمش از خاك پاى خود « 1 » شاره
و خواجه عميد لويكى نيز گويد :
[ بيت ]
نعش هر شب ز بخارات دم مجمر تو * شارهاى سازد و بر فرق سه خاتون كشدش
و در نسخهء ميرزا بمعنى جامهء فانوس و لباس اهل هند باشد و در ادات الفضلاء بمعنى جامهء سرخ
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) « س » : تهيو .
( 3 ) كلمه از « ن » است .
( 4 ) در برهان : به دولى .
( 5 ) تا علامت ستاره از « ب » است .
( 21 ) در برهان بمعنى يكى از مهرههاى شطرنج كبير نيز هست .
( 22 ) در برهان معنى كمان تيراندازى نيز دارد ( ظ : مصحف : شيز . حاشيهء برهان ) .