تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
بيت
همه روز فرمايشان « 1 » دارو برد * سوارى و شور سليح « 2 » نبرد
و ازاين‌جهت سلحشور « 3 » گويند - و بمعنى نحس و شوم نيز آورده و اين بيت فردوسى را شاهد آورده : [ بيت ]
نگه كن كه داناى پيشين چه گفت * كه هرگز مباد اختر شور جفت
« 4 » و بمعنى شوينده و امر بشستن نيز آمده * « 21 » .

شهريار

- پادشاهى كه بزرگتر از پادشاهان عصر باشد و بر مطلق ملوك نيز اطلاق كنند « 22 » . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت
فيض كف شهريار خلعت گل تازه كرد * بلبل كان ديد ساخت مدح كف شهريار

مع الزاء

شيز

- [ به وزن ريز ] آبنوس باشد ، مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت
ز ديبا و حز چار صد تخت نيز * همه تختها كرده از چوب شيز
و در نسخهء وفائى بمعنى كمان كه از آن تير اندازند نيز آمده . مثال اين معنى حكيم فردوسى گويد : بيت « 5 »
چو با تيغ نزديك شد ريونيز * بزه بركشيد آن خمانيده شيز

شونيز

- معروف « 23 » و بمعنى مزارع و بزرگتر و زمين شيار كرده نيز آمده . شوميز بميم مثل اوست از روى وزن و معنى ، غير معنى اخير كذا فى المؤيد و در ادات الفضلا شوميز بضم شين و كسر ميم زمين شيار كرده باشد و بفتح شين مزارع بود و شونيز سياه دانه باشد اما در شرح سامى و ترجمهء مصادر شوميز بمعنى شيار آمده و « 6 » زمين شوميز كرده يعنى شيار كرده و شميز بحذف واو نيز آمده و شومز باسقاط ياء نيز آمده و در فرهنگ « 4 » و تحفة السعادة شوريز به راى مهمله نيز به اين معنى آمده و در * تحفة السعادة
هامش
( 1 ) « ب » : فرمانشان . ( 2 ) « س » : سيخ . ( 3 ) « س » : سلحسور . ( 4 ) تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد ( 5 ) « س » ندارد . ( 6 ) و او از « ب » است ( 21 ) در برهان معنى طعم و لذتى معروف ( آنچه نمك بيش از حد اعتدال داشته باشد ) و سعى و كوشش و ناى رومى كه نفير باشد و بر هم خوردن و بر هم زدن و بهم آميخته نيز هست و گويد بفتح اول و ثانى به زبان زند و پازند سير است در برابر گرسنه . ( 22 ) برهان گويد كلانتر و بزرگ شهر را گويند . ( 23 ) يعنى سياه دانه ، تخمى كه بر روى نان پاشند نانخواه .