تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
و ديگر بمعنى سرگشته و مدهوش باشد و تيب مرادف آنست . و در تحفه بسين مهمله « 21 » نيز به اين معنى آمده و گذشت در باب سين اما در نسخهء وفائى و شمس فخرى به شين معجمه آمده و شمس فخرى شيب بمعنى تازيانه را به حركت معروف آورده و با طيب قافيه كرده و به دو معنى ديگر به حركت مجهول آورده و با سيب و شكيب قافيه كرده « 22 » . « 1 »

شكيب

- [ بكسر شين و كاف ] بمعنى صبر و آرام باشد . مثالش امير خسرو فرمايد : [ بيت ]
هنوزش ناز گرد چشم خواب آلود مىگردد * هنوز از وى شكيب عاشقان نابود مىگردد *

شكوب و شوب

- [ به وزن خوب ] در نسخهء ميرزا دستار باشد . مثال دوم را حكيم سوزنى گويد : بيت
سر برهنه كه تا نهد بسرم * شوب در بستهء چو خرمن خويش
و در تحفة السعادة شبوب نيز به اين معنى آمده بباى موحده « 23 » .

شبتاب

- كرمى باشد كه بشب مانند چراغ تابنده باشد و شبچراغ و عروسك و كاغنه نيز گويند و گوهر را نيز در وقت تعريف شب تاب گويند « 24 » . مثال هر دو معنى سراج الدين راجى گويد : بيت
كرم شبتاب از كجا و گوهر رخشان كجا * هر دو شبتابند اما اين كجا و آن كجا

شلماب

- [ بفتح شين و لام ] شلغم در آب جوشانيده باشد « 25 » . مثالش سراج الدين قمرى گويد : بيت
سپيدى و ترشى چو شلماب كهنه * ولى چون فقع كوزه سرد و گرانى

شاداب

- سيراب و تازه و تر باشد . مثالش خسروانى گويد : بيت
تا چمن از بهار شادابست * باد شاداب شاخ « 2 » دولت تو « 3 »
هامش
( 1 ) تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 2 ) « ن » : نخل . ( 3 ) « س » : او . ( 21 ) يعنى : سيب . ( 22 ) در برهان معنى زمينى كه باران بر آن باريده و مردم و حيوانات بر بالاى آن تردد و آمد و شد بسيار كرده باشند و بعد از آن آفتاب بر آن خورده و خشك شده باشد چنان كه تردد بر آن دشوار بود و معنى گريه و نوحه و دبر نيز دارد . ( 23 ) برهان اين صورت را ندارد . ( 24 ) در برهان بمعنى ماه نيز هست . ( 25 ) در برهان شلمابه آمده است به اين معنى .