شاه بالا
- كسى را كه داماد كنند شخصى را كه هم سن و هم قد او باشد به وضع داماد آرايند و همراه داماد بخانهء عروس رود و همدوش نيز گويند و بتركى ساقدوش خوانند . خسرو فرمايد :
بيت « 1 »
در شاهى خضر خان و الا * شادى خوانست شاه بالا
كذا فى الفرهنگ .
شليخا « 2 »
- [ به لام و خاى معجمه . به وزن مسيحا ] صحابهء ترسايان را گويند . مثالش حكيم خاقانى گويد :
بيت
به بيت المقدس و اقصى و صخره * بتقديسات انصار و شليخا
شخا
- [ به وزن سخا ] خراشيدن و خليدن باشد در نسخهء وفائى .
شيبا
- [ به وزن ديبا ] در فرهنگ مار افعى باشد و به اين بيت فخر گرگانى متمسك شده كه :
بيت « 3 »
سر ديوار آن پر مار شيبا * جهان از زخم آنها ناشكيبا
اما اين لغت مخصوص آن نسخه است و جائى ديگر به نظر نرسيده « 21 » .
شنا
- [ بكسر شين ] بر آب بازى كردن و خوابيدن و نشستن . مثالش حكيم اسدى گويد :
بيت
به دريا شنا چون نهنگ آورند * بشمشير با شير جنگ آورند
و به عربى سباحت گويند .
شيبپالا
- [ بكسر شين و باى دوم فارسى ] ظرف مسين كه ته آن پر سوراخ باشد و ترشى و غيره از آن پالايند . شرف شفروه گويد :
شعر
ز بارگاه تو خورشيد چيست مشعلهاى * ز مطبخ تو فلك چيست شيب پالائى
شيدا
- ديوانه باشد . مثالش شيخ سعدى گويد :
هامش
( 1 ) كلمه در « س » نيست .
( 2 ) « س » : شيخا .
( 3 ) كلمه از « ن » است .
( 21 ) اصل لغت در اوستا خشوئوaweavhsxاست بمعنى زود خزنده و تند رونده و چست و چالاك ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .