اضدادست * .
سخته
- [ بضم سين ] يعنى سنجيده و وزن كرده باشد . شيخ نظامى گويد :
بيت « 1 »
سخن تا كى ز تاج و تخت گوئى * نگوئى سخته اما سخت گوئى
و بفتح سين بمعنى سخت نيز آمده « 21 » چنان كه مولوى معنوى گويد :
بيت
كژى كه هست جهان را چو تير راست كن آن را * بكش كمان زمان را كه سخت سخته كمانى
سمه
- [ بفتح سين و ميم ] آبگير كوچك باشد كه جولاهان دارند كذا فى التحفه . و در مؤيد بمعنى مالهء آهار آمده اما در شرح سامى چوبى باشد به قدر يك بدست كه سرى دارد پهن و كرباسى كه بنورد پيچيده باشند بدان مالند و نيز بمعنى آن سبزه باشد كه در ميانهء آب رويد و به موى جمع آمده ماند و آن را بزغمسه نيز گويند زيرا كه بزغ كه غوك باشد در ميان آن پنهان شود و آن را به عربى عرمض گويند بفتح عين مهمله و ميم و سكون راى مهمله و آخرش ضاد معجمه و آبى كه آن سبزه در آن رويد معرمض « 2 » گويند « 22 » .
سوفچه
- [ بفا و جيم فارسى . به وزن سوخته ] شوشهء زر باشد « 23 » استاد منجيك گويد :
شعر
بيكى لقمه كه از خوان تو خورد آن مسكين * بيكى سوفچه زرش بفروشى تو كنون
سده
- [ به وزن زده ] دهم روز از بهمن ماه كه روز جشن مغانست و تعريبش سدق باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد :
[ بيت ]
يكى جشن كرد آن شب و باده خورد * سده نام آن جشن فرخنده كرد
و در كتاب التفهيم ابى ريحان بيرونى مسطورست كه آن روز را به دو وجه سده مىگويند يكى آنكه از آن روز تا نوروز پنجاه روز و پنجاه شب مىماند . دوم آنكه در آن روز عدهء فرزندان پدر نخستين كه حضرت ابو البشر آدم صفى عليه السلام باشد به صد رسيده بود و صدرا در قديم بسين مىنوشتهاند « 24 » .
و در فرهنگ نام قريهايست از سپاهان و نيز نام
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) « س » : معرمص .
( 21 ) در برهان به اين معنى نيامده است .
( 22 ) در برهان معنى پوشيده و پنهان نيز دارد .
( 23 ) در برهان معنى ريزهء هر چيز نيز دارد .
( 24 ) صحيح اين وجه تسميه آنست كه روز جشن سده كه در دهم بهمن ماه واقع است صد روز از آغاز زمستان بزرگ ( معمول در ايران پيش از اسلام ) يعنى زمستان پنج ماهه گذشته بوده است و زمستان بزرگ از آبان ماه شروع مىشده است . بدنبال تابستان بزرگ ( تابستان هفت ماهه ) .