تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
مؤيد نوشته شد محل نظر است زيرا كه از اشعار استادان معنى آنچه بتكلف به جائى فرستند مستنبط مىشود نه آنچه بطريق قرض به كسى دهند چنان كه « 1 » انورى گويد : بيت « 2 »
و ليكن چو او بر سر گنج باشد * چنين سفته‌ها خوار و آسان فرستد
و بكسر سين در فرهنگ بمعنى هر چيز غليظ و ستبر باشد عموما و به اين بيت يكى از استادان متمسك شده : بيت « 2 »
اگر ز آهن و فولاد سفته حصن كنى * فلك بكين چو در آيد اجل بكوبد در
و جامهء ستبر را گويند خصوصا . در آخر مقام چهل و نهم مقامات حريرى مسطورست كه سفته آنست كه شخصى را مالى باشد و خواهد از مقامى بمقامى نقل كند و از خوف قطاع الطريق نقل نكند بلكه بفروشندگان دهد تا بفروشند يا هم در آن مقام به كسى دهد كه آن‌كس در مقام مقصود صاحب مال دينى بر ذمت ديگرى داشته باشد و نوشته از وى بگيرد كه آن‌كس وجه اين را به شخص صاحب مال رساند و بعد از آن تعميم كرده‌اند در هر نوشته‌اى كه از آن نفعى به كسى رسد بعد از آن باز تعميم كرده‌اند در چيزهاى خوب و تازه حتى آنكه روى تازه را سفته گويند .

سندره

- [ به وزن جندره ] حرامزاده باشد و بكسر سين و سكون نون و دال نيز به نظر رسيده « 21 » . مثالش ابو الفرج گويد : بيت
اى كوه‌كش سندره گر كور شدى * از عزل غنى و « 3 » از عمل عور شدى
سر كوفته مار و سوده پر مور شدى « 4 » * رو گور گزين كه از در گور شدى

سينه

- معروف « 22 » مثالش مولانا جامى گويد « 5 » : [ بيت ]
زليخا عشق را پوشيده مىداشت * به سينه تخم غم پوشيده مىداشت
و بمعنى پستان نيز آمده و مؤيد اين معنى نزارى قهستانى گويد :
هامش
( 1 ) اصل : چنانچه ( 2 ) « س » ندارد . ( 3 ) بجز « ب » و « ن » : عنى . ( 4 ) كلمه از « ن » و « ب » است . ( 5 ) اين جمله و شعر بعد آن از « ب » است . ( 21 ) در برهان معنى سندروس كه صمغى باشد شبيه بكهربا نيز دارد . ( 22 ) يعنى قسمت مقدم بدن ما بين گردن و شكم . و در برهان معنى طعنه و سرزنش و نكوهش هم دارد .