نشانه گاه مرز باشد . مثال معنى اول استاد كسائى گويد :
بيت
كسى كه سايهء جبار آسمان شكند * چگونه باشد در روز محشرش سامان
مثال معنى اخير شيخ نظامى فرمايد در رفتن شيرين بجانب خسرو :
بيت « 1 »
ميان بربسته بر شكل غلامان * همى شد ده بده سامان بسامان
و در فرهنگ بمعنى شهر و قصبه نيز آورده و اين معنى ابلغ است اما او درين قول متفردست و بمعنى قوت و قدرت نيز آورده و اين بيت رضى را شاهد آورده :
بيت
مرا هر زمان درد بر درد و آنگه * نه روى فغانى نه سامان آهى
سيرمان
- [ به راى مهمله و ميم . به وزن قيروان ] ياقوت سرخ باشد و حرير منقش را نيز گويند « 21 » .
ستودان
- [ به تاى قرشت و دال مهمله .
به وزن كبودان ] گورستان گبران باشد « 22 » .
مثالش مجد الدين همگر گويد :
بيت
شدم بدخمهء كاووس و يافتم غارى * ز سنگ خاره در آن ساخته ستودانى
سميدن
- [ به وزن دميدن ] در تحفه بمعنى بوئيدن باشد .
سى لحن
- آن سرودى كه باربد پيش خسرو نواختى و از آن سى مقام خواستى و هر مقامى را نامى بود ، اگر چه اسامى ايشان درين نسخه در مقام خود هر يك ذكر شده اما اولى آن بود كه مجموع نيز يك جا نوشته شود و آنها اينست :
1 - آرايش خورشيد « 23 » . 2 - آئين جمشيد 3 - اورنگى . 4 - باغ شيرين . 5 - تخت طاقديسى 6 - حقهء كاوسى . 7 - راح روح . 8 - رامش جان « 24 » . 9 - سبز در سبز . 10 - سروستان .
11 - سرو سهى . 12 - شادروان مرواريد .
13 - شبديز . 14 - شب فرخ « 25 » .
هامش
( 1 ) « س » : ندارد .
( 21 ) مىنمايد كه مصحف بهرمان باشد .
( 22 ) در برهان بمعنى دخمه و گورستان نيز آمده است .
( 23 ) برهان گويد آرايش جهان نيز گويند .
( 24 ) در برهان است كه رامش جهان نيز گويند .
( 25 ) فرخ شب نيز گويند ( برهان ) .