بيت « 1 »
رونق گرفت مجلس ، ساقى شراب در ده * سغراق آتش افشان ياقوت ناب در ده
و نزارى قهستانى نيز گويد :
بيت
من اينجا چنين تشنه و انجا روان * بسغراق زرين مى چون گلاب
و بجاى غين ، قاف « 21 » نيز به نظر رسيده .
مع الكاف التازى
ستاك
- [ بتاى قرشت . به وزن مغاك ] شاخ تازه و نازك كه از بن درخت بجهد . مثالش شاعر گويد :
شعر « 1 »
آسمان خيمه زد از بيرم « 2 » و ديباى كبود * ميخ آن خيمه ستاك سمن و نسرينا
و در شرفنامه بمعنى شاخ نو كه از تاك سرميزند و آن را مىخورند و ترش مزه باشد آورده و گفته كه آن را خوردوستان و شتاك نيز گويند اما از اشعار استادان مطلق شاخ معلوم مىشود حكيم ازرقى گويد :
بيت « 1 »
بار ديگر بر ستاك گلبن بىبرگ و بار * افسر زرين برآرد ابر مرواريد بار
سنگك
- مصغر سنگ . و نيز نام غلهاى و نيز شبنم و تگرگ را گويند « 22 » . هندو شاه گويد :
بيت « 1 »
بروياند هزاران سنبل و گل * بعرن آفتاب از سنگ سنگك
و استاد عنصرى فرمايد :
بيت « 3 »
وانگه آن ابر بر گنهكاران * سنگك و برف بارد و باران
سايه خزك
- [ بفتح خاو زاى معجمتين ] نباتيست .
سرمك
- [ به راى مهمله و ميم . به وزن مردك ] نوعى از شوره گياهست . مثالش شاعر گويد :
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) اصل : مبرم . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 3 ) كلمه از « ن » است .
( 21 ) يعنى : سقراق .
( 22 ) در برهان معنى نانى كه بر روى سنگريزههاى گرم پزند و نام مرغى شكارى از جنس سياه چشم كه ترمتاى گويند نيز دارد .