تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤

سيچ

- [ بكسر سين و سكون ياء ] ساز و ترتيب باشد . مثالش خسرو گويد : بيت
مىداد چو نظم نامه را سيچ * باقى نگذاشت بهر ما هيچ
و در فرهنگ بمعنى بلا و محنت نيز آورده « 21 » . و بيت زراتشت بهرام تمسك نموده : بيت
جهان سيچمند پرانائى * كه او را پيشه باشد بيوفائى

مع الخاء

ستيخ

- [ بفتح سين و كسر تاء ] و ستيغ چيزى راست را گويند مانند تير و نيزه و ستون « 22 » . حكيم فردوسى گويد : بيت « 1 »
خم آورد نوك سنان ستيخ * سرا پرده بر كند هفتاد ميخ
و سوزنى نيز گويد : بيت
داشتم در ميانهء شعرا * سرخ روى و ستيخ گردن خويش « 2 »

سيالخ

- [ بفتح سين و كسر لام و بعد از سين ياى حطى ] خار و خسكى باشد كه از آهن سازند و در پاى قلعه‌ها ريزند . « 23 » فردوسى گويد : شعر « 3 »
چو با جيش « 4 » هومان در آويختند * سيالخ بميدان درون ريختند

سرشاخ

- [ به راى مهمله و شين معجمه . به وزن بغداد ] چوبى كه بام خانه را به آن پوشند و سرش را بيرون كنند « 24 » . شمس فخرى گويد : بيت
براى سقف بقايش فلك فرسب مدام * فكند و كرد بر آن راست از ابد سر شاخ
« 25 » و منصور شيرازى نيز گويد :
هامش
( 1 ) « س » ندارد . ( 2 ) « ب » افزوده است : و ستيغ نيز گويند . ( 3 ) كلمه از « ن » است . ( 4 ) « س » : حبش . ( 21 ) در برهان سيج بفتح اول معنى مويز دارد و بكسر اول بمعنى رنج و محنت و بلا نيز آورده . ( 22 ) در برهان معنى راستى و بلندى و راست ايستاده و سر كوه و قلهء كوه نيز دارد . ( 23 ) در برهان بمعنى خارخسك نيز هست . ( 24 ) در برهان با كسر ثانى بمعنى بلنديى باشد كه بر دو جانب پيشانى است . ( 25 ) برهان بمعنى شاخى كه در شاخ درخت ديگر پيچد نيز آورده است .