تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩

سوغات

- [ بفتح سين ] ره آورد باشد كه به عربى عراضه گويند « 21 » . مثالش سراج الدين راجى گويد : بيت
هر كه بر بحر ضميرش بگذرد * گوهر معنى بسوغات آورد
نزارى نيز گويد : بيت « 1 »
هر كسى را طمعى هست و ليكن ما را * چه به از دوست كه آرند ز « 1 » غربت سوغات

سخلات

- [ به خاء و لام . به وزن بغداد ] ياسمين باشد در فرهنگ فخر قواس .

سرخ بت

- نام بتى باشد كه بر كوهى از كوههاى باميان كه الگه‌ايست ميان بلخ و غزنه كنده بودند و مثل نداشت آن بت . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت « 1 »
در كف از جام ، خنگ بت بنگر * بر رخ از باده سرخ بت بنگار
و سرخ بد « 2 » نيز گويند كه بجاى تاء دال باشد . و در فرهنگ مسطورست كه سرخ بت و خنك بت از غرايب روزگارند از كوه انگيخته‌اند و اندرون آنها مجوفست و بغايت عظيمند چنان كه « 3 » طول قامت هر يك پنجاه گز بود از كف پايشان نردبانها « 4 » كرده‌اند كه در جميع اعضايشان مىتوان گرديد ، حتى در جوف انگشتانشان .

سپوخت

- [ بباى فارسى . به وزن فروخت ] يعنى فرو برد و در اندرون كرد . « 22 » مثالش عبد المجيد فرمايد : بيت « 1 »
نوش گيتى را مخواه از بهر آنك * از پى هر نوش نيشى در سپوخت

سنگپشت

- يعنى كشف واو را لاك‌پشت نيز گويند . « 23 » مثالش سراج الدين راجى گويد : [ بيت ]
سنگ بر پشت سنگپشت و سبك * رود از بىتعلقى بر آب

مع الجيم التازى

سارنج و سالنج

- [ اول به راى مهمله و دوم به لام هر دو به وزن نارنج ] نام مرغكى باشد
هامش
( 1 ) « س » ندارد . ( 2 ) « س » : سربد . ( 3 ) اصل : چنانچه . ( 4 ) « س » : زبانها . ( 21 ) برهان ندارد . ( 22 ) برهان بمعنى برآورد نيز آورده است كه مقابل معنى اول باشد . ( 23 ) در برهان معنى نوعى ماهى دم دار نيز دارد .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 719 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )