بيت
زه عدل و سياست را حسامش « 1 » بدرقه گشته * سپاه فتح و نصرت را سنانش گشته سرغوغا
سپيدپا
- يعنى مبارك قدم . و در شرفنامه نام طعامى نيز باشد كه ماستبا نيز گويند اما بخاطر مىرسد كه به اين معنى باى دوم تازى بايد « 21 » « 2 » و اصح آنست كه سپيدبا آشى است كه قاتق نداشته باشد * .
سكوبا « 3 »
- نام مردى كه ديرى ساخته بود و ديرش معروفست . مثالش حكيم خاقانى فرمايد :
بيت
چه فرمائى كه از ظلم يهودى * گريزم تا در دير سكوبا « 3 »
سينا
- نام پدر شيخ الرئيس باشد . و به عربى كوه طور را سينا گويند و در مؤيد گويد كه سينا بفتح سين باشد ، اما بكسر مستعمل است . و در ادات لقب بوعلى باشد . اما در شرفنامه نام پدر ابو على است « 22 » .
سنا
- [ بفتح سين با نون ] در شرفنامه چوبى باشد كه « 4 » از آن مسواك كنند . « 2 » و نيز نام برگيست مسهل مشهور كه از مكه آرند * .
سيا
- سياه باشد « 23 » . مثالش خلاق المعانى فرمايد :
بيت
ز صبح تيغ تو گردد بيك نفس رسوا * اگر چه سازد خصمت شب سيا پرده
ستا
- [ بفتح و ضم سين ] همان استا كه در باب الف گذشت كه كتاب زردشتست « 5 » و تفسير آن زندست فردوسى گويد :
بيت
بزند و ستا اندرون زردهشت * كه بنمود هر گونه نرم و درشت
سزا
- يعنى پاداش نيكى و بدى - و ديگر بمعنى لايق آمده . مثال معنى اول شاعر گويد :
هامش
( 1 ) بجز « ب » و « ن » : حسانش .
( 2 ) تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 3 ) بجز « ب » : سكوپا . و در برهان هر دو صورت نيز هست .
( 4 ) « س » ندارد .
( 5 ) « س » : زردست .
( 21 ) يعنى ، سپيدبا .
( 22 ) صحيح آنست كه نام جد اوست يعنى : ابو على حسين بن عبد اللّه بن سينا . و برهان گويد سوراخ كننده را نيز گويند ( مصحف سنبا . حاشيهء برهان ) و بلغت زند و پازند سينه باشد كه عربان صدر خوانند .
( 23 ) برهان گويد بفتح اول بمعنى سناست ، دارويى كه در مسهلات به كار برند ( مصحف سناست . حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .