تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨

باب السين المهمله

مع الالف

سا

- بمعنى خراج باشد . مثالش شمس فخرى گويد : بيت
ملا ذوداو را سلام شيخ ابو اسحق * كه شاه هند فرستد سوى جنابش سا
و استاد عسجدى نيز فرمايد : بيت
تا هند ز روم و لا جرم شاها * گيتى همه زير باج و سا كردى
و بمعنى مانند نيز آمده . سيف اسفرنگى گويد : بيت « 1 »
هست شتر گربه‌ها در سخن من ولى * گربهء او شير گير اشتر او ميلسا
و به اين معنى مخفف آسا خواهد بود و بمعنى ساينده و مماس شونده و امر بسائيدن نيز آمده و بمعنى اول نزارى قهستانى گويد : بيت « 1 »
قامت قدر بلندش را سپهر * چون بديد از روى رفعت عرش‌سا
و بمعنى ساينده و صلايه كننده و امر به اين معنى نيز باشد . مثال هر دو معنى سراج الدين راجى گويد : بيت
چو شانه زند طرهء مشك‌سا * نسيم ختن گو بيا مشك‌سا
و بمعنى سائيدن و صلايه كردن نيز آمده چنان كه خاقانى گويد : بيت « 1 »
آن جام صدف ده كه بخندد چو رخ « 2 » صبح * چون صبح نمود آن صدف غاليه سائى
و در فرهنگ بمعنى نوعى از قماش نيز آورده و به اين بيت نزارى متمسك شده :
هامش
( 1 ) « س » ندارد . ( 2 ) در ديوان خاقانى : دم .