بيت
بنشست به زير زادسروى * چون در بر طوطيى « 1 » تذروى
مع الهاء
زاره
- بمعنى گريه باشد . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
آنكه از بيم تيغ او هر شب * خصم راهست ناله و زاره
و ناصر خسرو نيز گويد :
بيت « 2 »
اگر زين « 3 » خانه بيرون رفت بايد * ندارد سودشان خواهش نه زاره
و بمعنى زار مرقوم بمعنى دوم « 21 » نيز آمده چنان كه « 4 » فخر گرگانى گويد : * بيت
منم از خان و مان خويش واره * غريبى از غم دل خوار و زاره
زره
- معروف « 22 » كه به عربى درع گويند .
« 5 » مثالش حكيم ازرقى گويد *
بيت « 2 »
ز بهر كين زره تنگ حلقه در پوشند * بجاى پوست در ارحام مادران اطفال
و يكى از خويشان افراسياب كه سعى در خون سياوش كرد و او را گروى زره مىگفتند . مثالش فوشك « 6 » خطيب گويد :
بيت
اى جام تو از جان فره در من نگه كن به ز به * بىجرم مىريزد زره خون سياوش در لگن
زافه
- [ بفتح فاء ] گياهى باشد مانند سير كوهى در نسخهء وفائى و به راى مهمله « 23 » نيز آمده چنان كه گذشت . ابو العباس گويد :
بيت
من يكى زافه بدم خشك و بفرغانه شدم * مورد گشتم تر و شد قامت چون نارونا
اما در تحفه بمعنى خارپشت آمده .
زانه
- [ بفتح نون « 7 » ] جانور خرد پرنده
هامش
( 1 ) اصل : طوطى . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 2 ) « س » ندارد .
( 3 ) « س » « الف » : ازين . ( متن از « ب » است ) .
( 4 ) اصل : چنانچه .
( 5 ) تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه آورده است .
( 6 ) « ب » : توشك
( 7 ) « س » « الف » : زا . « متن از « غ » « ب » و « ن » است ) .
( 21 ) يعنى : لاغر و ناتوان و ضعيف . و در برهان معنى خوار و زار و خوارى و زارى و گريه و ناله دارد .
( 22 ) يعنى جامهاى كه از حلقههاى آهن بافته باشند و در جنگ پوشند .
( 23 ) يعنى : رافه .