تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
دنبال ] روناس « 21 » .

زار

- يعنى مكان . مثل گلزار و لاله‌زار و ديگر بمعنى ضعيف و نحيف نيز آمده . مثال معنى اول انورى گويد : بيت « 1 »
رمح اين چون شهاب آتش سوز * تيغ او چون مجره گوهر زار
و مثال معنى دوم نيز او « 2 » گويد « 22 » : بيت
تا همچو چنگ تو بكنارم نيامدى * بودم چو زير چنگ تو با ناله‌هاى زار
و بمعنى گريستن بشدت و سوز نيز آمده . شاعر « 3 » گويد : شعر « 4 »
بگريد زار بر باغ ابرو خندد بر چمن گلبن * شنيدى خنده‌اى كان از گرستنهاى زار آيد
و در نسخهء حليمى بمعنى نالان آمده و در نسخهء ميرزا صفتى باشد گريه و ناله را و نيز جائى كه رستنيهاى بىساق رويد « 23 » .

زندان سكندر

- شهر يزد را گويند . مثالش خواجه حافظ گويد : بيت
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت * رخت بردارم و تا تخت سليمان بروم
« 5 » و از جالينوس الزمانى حكيم ركنا چنين مسموع شد كه زندان سكندر موضعى است در يزد از قبيل خانه ، مشتمل بر دالانها و خمها بغايت مهيب است . اما از بيت مرقوم معنى اول بهتر مستنبط مىشود .

زاور

- [ بفتح واو ] زهره باشد كه او را بيدخت نيز گويند . مثالش شيخ اوحدى گويد : بيت
به بام شاخ بر آمد گل از سراچهء « 6 » باغ * چنان كه بر افق چرخ زاور و زاوش
و بمعنى زنده نيز آمده و ديگر بمعنى آب سياه نيز « 7 » آورده باشد ، بهر عضو كه ممكن باشد و اين معانى از نسخهء ميرزا منقولست اما شمس فخرى بمعنى زهره و يارا آورده و گفته : بيت
آنكه نبود خلاف فرمانش * انجم و آفتاب را زاور
هامش
( 1 ) « س » ندارد . ( 2 ) كلمه از « ب » و « ن » است . ( 3 ) اصل : ناصر خسرو . ( اما از او نيست و در ديوان فرخى هم نيامده است ) . ( 4 ) كلمه از « ن » است . ( 5 ) از اينجا تا پايان مطلب از « ب » است . ( 6 ) « س » : سراجه . ( 7 ) كلمه در « ب » و « ن » نيست . ( 21 ) روين نيز به اين معنى است . ( 22 ) يعنى : انورى . ( 23 ) در برهان بمعنى انبوهى و بسيارى نيز هست و معنى اخير را نيز ندارد .