تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
معنى اول شيخ سعدى گويد : بيت
دف و چنگ « 1 » با يكدگر سازگار * بر آورده زير از ميان ناله زار
و امير معزى نيز به اين معنى فرمايد : [ بيت ]
مخالف تو چو زيرست زير زخم قضا * عجب نباشد اگر زير زخم باشد زير
مثال معنى دوم مولوى گويد « 2 » : [ بيت ]
بىزير و بىبم تو ، مائيم در غم تو * در ناى اين نوازن كافغان ز بينوائى
و در فرهنگ بمعنى زاير نيز آورده و حكيم فرخى مؤيد اين معنى گويد : [ بيت ]
گر تو مرا دست باز دارى بىتو * زير نباشد چو من بزردى و زارى

زرير

- گياهى باشد زرد كه جامه بدان رنگ كنند و اسپرك نيز گويند « 21 » . مثالش حكيم عنصرى گويد : بيت « 3 »
دل و دامن تنور كرد و غدير * سرو و لاله كناغ كرد و زرير
و در سامى فى الاسامى بمعنى يرقان « 4 » نيز آورده و در فرهنگ بمعنى مادهء صفرا نيز آمده . و نام برادر گشتاسب نيز باشد .

زغار

- دو معنى دارد : اول زمين نمناك باشد دوم چيزى زنگ برآورده و در تحفه زغار و زغر هر دو طعام باشد « 5 » . بهر سه معنى مذكور « 6 » و بمعنى سختى و محنت نيز آورده « 22 » .

زنبر

- [ بفتح زاء و باء « 7 » و سكون نون ] گليمى باشد « 8 » يا تخته‌اى كه بر دو سر آن دستهء از چوب تعبيه كنند و بدان گل و خاك و امثال آن كشند . مثالش شمس فخرى فرمايد : بيت
مىكشد خاك خانهء خصمش * فعلهء كين بتوبره و زنبر
هامش
( 1 ) « س » : جنگ . ( 2 ) كلمه از « ب » است . ( 3 ) كلمه در « س » نيست . ( 4 ) « س » : زيرقان . ( 5 ) جملهء « هر دو طعام باشد » از « غ » است . ( 6 ) جملهء « بهر سه معنى مذكور » زائد مىنمايد زيرا « زغر » فقط بمعنى طعام است . ( 7 ) « س » : ياء . ( 8 ) كلمه از « ب » و « ن » است . ( 21 ) برهان آرد كه بقولى برگ زردچوبه است . و گويد كلمه بكسر اول هم آمده است . ( 22 ) در اين معنى ژغار نيز آمده است .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 664 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )