تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١

زير خرد « 1 »

- نام نوائى و لحنى . مثالش مولوى معنوى گويد :
آغاز كن حسينى زيرا كه شيخ گفت * كان زير خرد و زير بزرگانم آرزوست

مع الذال

زشتياد

- غيبت و خبث باشد . مثالش رودكى گويد : بيت « 2 »
به تو باز گردد غم عاشقى * نگارا مكن اين‌همه زشتياد

زامياد

- روز بيست و هشتم از ماه را گويند مثالش مسعود سعد گويد : [ بيت ]
چون روز زامياد نيارى ز مى تو ياد ؟ * زيرا كه خوش تر آيد مى روز زامياد
و در فرهنگ نام ملكى نيز باشد كه بمحافظت حوران بهشتى مأمورست و مصالح روز زامياد به او متعلقست و زمياد نيز آمده بكسر زاء و ميم و تشديد ياء .

زباد

- عرقى باشد كه از گربهء زباد حاصل شود و آن از جمله طيب است . مثالش ابن يمين گويد : بيت « 2 »
دوش نسيم سحر بادم مشك و زباد * نزد من آمد مرا مژدهء جان بخش داد

زاد

- يعنى سن ، لهذا مسن و پير را بزاد بر آمده گويند . و ديگر مخفف آزاد باشد مثال زاد مرد كه مرقوم شد مؤيد اين معنى است و ديگر بمعنى فرزند نيز آمده و بمعنى در وجود آمد و زائيد نيز باشد « 21 » چنان كه حكيم سنائى گويد : بيت
چون تو شدى پير بلندى مجوى * كانكه ز تو زاد بلند آن بود
روز نبينى چون به آخر رسيد * سايهء هر چيز دو چندان بود

زياد

- نام يكى از بازيهاى نرد - و بمعنى زندگانى كند نيز آمده . مثال معنى اول حكيم خاقانى گويد : بيت
زين خامهء دو شاخى اندر سه تا انامل « 3 » * من فارد زمانم و ايشان زياد منكر
مثال معنى دوم شاعر گويد « 22 » :
هامش
( 1 ) « س » : زير خورد . ( 2 ) كلمه در « س » نيست . ( 3 ) : امل . ( 21 ) در برهان بمعنى كرهء نوزاييده از اسب و خر و غيره نيز آمده است و گويد در عربى توشهء راه را گويند . ( 22 ) اين شاعر رودكى است .