بيت « 1 »
ازين مه پارهاى عابد فريبى * ملايك صورتى طاوس زيبى
كه بعد از ديدنش صورت نبندد « 2 » * وجود پارسايان را شكيبى
مع التاء « 3 »
زردشت
- در نسخهء حسين وفائى مسطور - است كه اين لفظ بروايتى نام ابراهيم پيغمبرست .
عليه السلام به زبان سريانى و بروايتى كه شمس فخرى تقرير كرده اينست كه زردشت و زردهشت و زرادشت كه هر سه يكيست و برزين « 21 » هر دو امامان ملت ابراهيم اندو گفته :
بيت « 1 »
چگونه مىتوان در ملك او كرد * حديث مذهب زردشت و برزين
مثال زردهشت حكيم انورى گويد :
بيت « 1 »
چون ندارم آنچه با قارون فروشد در زمين * در دلم آنست كو را قبله كردى زردهشت « 22 »
مثال زرادشت خلاق المعانى گويد :
بيت « 1 »
اگر نبودى شمشير او كه كردى فرق * ميان زند زرادشت و معجز فرقان
و ملا محمد كشميرى فرمايد كه او شخصى بود از نسل منوچهر و دعوى پيغمبرى كرد و شاگرد افلادوس حكيم بود و افلادوس « 23 » شاگر فيثاغورث بود و زردشت چون علم بياموخت و در حدود سيلان « 4 » در كوهى منزوى شد و برياضت مشغول شد و كتابى ساخت و آن را زند نام كرد . چون از پادشاهى گشتاسب سى سال بگذشت از كوه به زير آمد دراعهء سفيد پوشيده ، رداى آتشپرستى در گردن افكنده « 24 » نزد گشتاسپ رفت و دعوى پيغمبرى كرد . گشتاسب علما را حاضر كرد و از وى معجزه طلب نمودند ، زردشت فرمود تا مسى گداخته را بر سروى ريختند ، زيرا كه داروئى ساخته بود و بر سر ماليده كه دفع ضرر آن مىكرد گشتاسب بوى بگرويد و او پيشواى گبرانست ، اصل مذهب گبرى ازو پيدا شده و او به دواله قائل است : يكى يزدان كه فاعل خيرست و ديگر
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) « س » : بندد .
( 3 ) « الف » : مع الزاء .
( 4 ) كذا و ظاهرا : سبلان .
( 21 ) نام يكى از ائمهء دين زرتشت كه آتشكدهء آذر برزين ساختهء اوست ( برهان ) .
( 22 ) مراد آتش است .
( 23 ) معلوم نيست مصحف چه كلمه است .
( 24 ) مراد زنارست كه نزد زردشتيان كستى باشد . و رداء مصحف مىنمايد .