بيت « 1 »
غزلكهاى « 2 » خود همى خواندم * در نهاوند و راهوى و عراق
و رهاوى و رهوى نيز گويند « 21 » مثال اول سعد الدين متطبب « 3 » گويد :
بيت « 1 »
از پى بزم صبوح ، پرده رهاوى گرفت * بلبل عنقا نوا ، از بر شاخ نوان
مثال دوم سراج الدين راجى گويد :
بيت
راه رهوى كه مستى آرد * ما را نفسى ز ما بر آرد
هامش
( 1 ) « س » ندارد .
( 2 ) « س » « الف » : غزلهاى .
( 3 ) « س » : متطيب .
( 21 ) برهان رهوى ندارد .