تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩

باب الزاء

مع الالف

زيبا

- زيبنده و خوب باشد - مثالش جمال - الدين عبد الرزاق گويد : بيت « 1 »
مكن بر چرخ نيك و بد حوالت * كه اين از هيچ عاقل نيست زيبا
و نام گلى نيز باشد « 21 » . مثال اين معنى شاعر گويد : [ بيت ]
آمده زيبا بچمن زرفشان * داده ز رخسارهء عاشق نشان

زبا

- [ بضم زاء « 2 » و تشديد باى « 3 » تازى ] نام دختر پادشاه حيره كه تا قاتل پدر خود را نكشت موى زهار خود را نسترد . مثالش حكيم خاقانى فرمايد : بيت
در صفا وصف زبيده خوانده‌ام * در كفايت راى زبا ديده‌ام
كافرم گر چون تو در اسلام و كفر * هيچ بانو « 4 » خوانده‌ام يا ديده‌ام

زليبيا

- همان حلقچى كه نام حلوائيست و به عربى زلابيه گويند . مثالش مسعود سعد گويد : بيت
نان كشكين اگر بيابم هيچ * راست گوئى زليبيا باشد

زمردگيا

- بنگ را گويند « 22 » . نزارى گويد : شعر « 5 »
مى لعل از ان مىخورم تا نسازد * بخار زمرد گيار وى زر دم
هامش
( 1 ) كلمه در « س » نيست . ( 2 ) بجز « غ » و « ب » : باء . ( 3 ) « س » : ياى . ( 4 ) « س » : با تو . ( 5 ) كلمه از « ن » است . ( 21 ) اين معنى در برهان نيست . ( 22 ) برهان اين لغت را ندارد .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 649 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )