تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
بيت « 1 »
بت رامشى و مى در غمى * بود مايهء شادى و خرمى

روسى

- منسوب بولايت روس . و ديگر نام پهلوانى تورانى . و نيز نام جامه‌ايست در شرف نامه « 21 » . مثال معنى اول شيخ نظامى فرمايد : [ بيت ]
ز قنطال روسى كه سالار بود * شد آگه كه گردون بدين كار بود

رودگانى

- بمعنى روده باشد . مثالش « 2 » شيخ سعدى گويد : بيت « 1 »
شكم ، دامن اندر كشيدش ز شاخ * بود تنگدل رودگانى فراخ

رسمى

- [ بفتح ] خدمتكار مقرب چون آبدار و شراب دار و جامه دار . مثالش خاقانى گويد : بيت
دو خازن فكر و الهامش ، دو حارس شرع و توفيقش * دو ذمى نفس و آمالش ، دو رسمى چرخ و كيهانش

رومى خوى

- در شرفنامه كسى باشد كه در يك خوى نباشد بلكه با هر كه باشد خوى او گيرد . مثالش « 3 » خاقانى گويد : نظم « 4 »
هوا چون خاك پاى و نفس خوك « 5 » پايگاهت شد * خراج از نفس ذمى روى « 4 » رومى خوى بستانى

رادبوى

- عود باشد در تحفه . داربوى نيز نيز به اين معنى است در اكثر نسخ و گذشت . فخر زركوب گويد : بيت
بمفلس كف مردم رادخوى * چو نزد غنى عنبر و رادبوى

رهى

- يعنى بنده و چاكر « 22 » . مثالش امير خسرو گويد : شعر « 4 »
بت محمل نشين زان ره كه رفتست * رهى خواهد بيابان را كه دزدد « 6 »

راهوى

- نواى معروف . مثالش انورى گويد :
هامش
( 1 ) كلمه در « س » نيست . ( 2 ) « س » : مثالس . ( 3 ) كلمه از « ب » است . ( 4 ) كلمه از « ن » است . ( 5 ) « ب » : خاك . ( 6 ) « ب » و « ن » : بدزدد . ( 21 ) در برهان معنى پيالهء شراب نيز دارد . ( 22 ) در برهانست كه معنى رونده و بمعنى اين كس نيز هست . ( در تعبير از خود ، نظير اين بنده و اينجانب امروزين . ) ( از حاشيهء برهان ) .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 647 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )