بيت « 1 »
بت رامشى و مى در غمى * بود مايهء شادى و خرمى
روسى
- منسوب بولايت روس . و ديگر نام پهلوانى تورانى . و نيز نام جامهايست در شرف نامه « 21 » . مثال معنى اول شيخ نظامى فرمايد :
[ بيت ]
ز قنطال روسى كه سالار بود * شد آگه كه گردون بدين كار بود
رودگانى
- بمعنى روده باشد . مثالش « 2 » شيخ سعدى گويد :
بيت « 1 »
شكم ، دامن اندر كشيدش ز شاخ * بود تنگدل رودگانى فراخ
رسمى
- [ بفتح ] خدمتكار مقرب چون آبدار و شراب دار و جامه دار . مثالش خاقانى گويد :
بيت
دو خازن فكر و الهامش ، دو حارس شرع و توفيقش * دو ذمى نفس و آمالش ، دو رسمى چرخ و كيهانش
رومى خوى
- در شرفنامه كسى باشد كه در يك خوى نباشد بلكه با هر كه باشد خوى او گيرد . مثالش « 3 » خاقانى گويد :
نظم « 4 »
هوا چون خاك پاى و نفس خوك « 5 » پايگاهت شد * خراج از نفس ذمى روى « 4 » رومى خوى بستانى
رادبوى
- عود باشد در تحفه . داربوى نيز نيز به اين معنى است در اكثر نسخ و گذشت . فخر زركوب گويد :
بيت
بمفلس كف مردم رادخوى * چو نزد غنى عنبر و رادبوى
رهى
- يعنى بنده و چاكر « 22 » . مثالش امير خسرو گويد :
شعر « 4 »
بت محمل نشين زان ره كه رفتست * رهى خواهد بيابان را كه دزدد « 6 »
راهوى
- نواى معروف . مثالش انورى گويد :
هامش
( 1 ) كلمه در « س » نيست .
( 2 ) « س » : مثالس .
( 3 ) كلمه از « ب » است .
( 4 ) كلمه از « ن » است .
( 5 ) « ب » : خاك .
( 6 ) « ب » و « ن » : بدزدد .
( 21 ) در برهان معنى پيالهء شراب نيز دارد .
( 22 ) در برهانست كه معنى رونده و بمعنى اين كس نيز هست . ( در تعبير از خود ، نظير اين بنده و اينجانب امروزين . ) ( از حاشيهء برهان ) .