و شيخ سعدى نيز فرمايد :
[ بيت ]
اگر در سرشت وى اين خوى نيست * در آن كشور آسودگى روى نيست
و در فرهنگ و تحفة السعاده بمعنى سبب نيز آمده چنان كه خاقانى فرمايد « 1 » :
شعر
موى سفيد را نه از آن روسيه كنم * تا باز نوجوان شوم و نو گنه كنم
روهنى
- [ بضم راء و كسر ها و نون ] فولاد جوهر دار را گويند « 21 » . مثالش حكيم فردوسى گويد :
بيت
سه مغفر ز در چون مه از روشنى * ز زر ده پرند آور روهنى
و در اكثر نسخ چنين آمده و در فرهنگ مسطور است كه هر چه از روهينا كه بمعنى فولاد جوهر دارست سازند روهنى گويند .
رشتى
- [ بفتح راء و سكون شين معجمه و كسر تاى قرشت ] و رشنى بكسر نون هر دو بمعنى خاكروب باشد و لغت اول بمعنى رنگ كردى نيز آمده « 22 » . مولانا محمد عصار گويد :
بيت « 2 »
برشتى هفت رنگ اكنون بر آنى * كه سازى مدخلى در ارغوانى
« 3 » و در فرهنگ رشتى به تاء بمعنى خاكسارى و بمعنى خاكروب نيز آمده . و بضم روشن باشد .
ركنى
- [ بضم راء ] زر خالص منسوب به مردى كه كيمياگر بوده « 23 » . مثالش شيخ عطار فرمايد :
بيت « 2 »
مرا صد مشكل از پند تو حل شد * مس من با زر ركنى بدل شد 5
و حكيم سنائى نيز گويد « 4 » :
هامش
( 1 ) اين جمله و شعر بعد آن از « ن » است اما شعر شاهد « رو » است نه « روى » البته در همين معنى .
( 2 ) « س » كلمه را ندارد .
( 3 ) اين عبارت را تا پايان « الف » در حاشيه آورده است .
( 4 ) اين جمله و شعر بعد آن از « ب » است و « ن » در حاشيه به خط الحاقى بجاى بيت عطار بيت حكيم سنائى را آورده است .
( 21 ) در برهان روهينى نيز آمده است .
( 22 ) اين معنى در برهان نيست .
( 23 ) در برهان است كه ركنآباد شيراز را نيز گويند .