رشگين
باضافهء ياء نيز آمده . « 21 »
روزافكن
- در فرهنگ بمعنى تب غب « 22 » باشد كه روزى آيد و روزى نه
روشندان
- روزنى كه در خانه براى روشنى گذارند « 23 » . مولانا مطهر فرمايد :
بيت
طالع از طاقهاى روشندانت * ماه و مريخ و زهره و كيوان
روين
- [ بضم راء و فتح ياء ] روناس باشد .
مثالش حكيم انورى گويد :
شعر « 1 »
آن كز نهيب تف سموم سياستش * خون در عروق فتنه ز خشكى چو روين است
و رودن « 2 » نيز گويند كه بجاى ياء دال باشد .
رهنمون
- يعنى راهنما « 24 » . مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
بكوهى گشت خسرو رهنمونش * كه مىخواندند هر كس بيستونش
روزخون
- يعنى تاختى كه در روز بر سر دشمن برند . مثالش نزارى گويد :
بيت
كنم آنگه خبردارت كه چونست * شبيخون مصلحت يا روز خونست
ريمن
- [ بكسر راء ] مكار و حيلهگر باشد .
و بمعنى كينهور نيز آمده . مثالش عنصرى فرمايد :
بيت « 3 »
كه حسد هست دشمن ريمن * كيست كو نيست دشمن دشمن
« 4 » و در فرهنگ بمعنى مكار و حيلهگر بفتح ميم آورده و بكسر ميم بمعنى چركين انتهى .
بخاطر مىرسد كه اگر به اين معنى باشد ريمگن بوده كه گاف را حذف كردهاند چون غمگين كه غمين « 5 » گويند « 25 » .
هامش
( 1 ) كلمه از « ن » است .
( 2 ) « س » : رودان .
( 3 ) كلمه در « س » نيست .
( 4 ) از اينجا تا پايان مطلب را « الف » در حاشيه آورده است .
( 5 ) « س » : غمگين .
( 21 ) در برهان رشكن است بكاف تازى است و معنى صاحب عجب و حسود نيز دارد .
( 22 ) بكسر اول با دوم مشدد .
( 23 ) در برهان معنى روشنى دان يعنى چراغ نيز دارد .
( 24 ) اين لغت در برهان نيست .
( 25 ) در برهان بفتح اول گويد و بمعنى اسب و پسر نيز آرد و گويد بكسر اول مخفف اهريمن است و گويد نون در ريمن بمعنى چركن ، همچون نون خود چركن است و اصلى نيست .