بنهايت مىرساند لهذا ره انجام گويند « 21 » .
و مسعود سعد نيز بمعنى مركب آورده و گفته :
[ بيت ]
نصرت از صيقل شمشير تو باشد نه عجب * كه ظفر زين ره انجام ترا سراج است
رسام
- [ بتشديد سين مهمله ] در شرفنامه نام آهنگريست كه بتدبير اسكندر آئينه را ساخت و نيز نام نقاشى كه در خدمت بهرام گور بود مثال معنى اول شيخ نظامى گويد :
بيت « 1 »
چو پرداخت رسام آهنگرش * بصيقل فروزنده شد پيكرش
مثال معنى دوم هم او فرمايد « 22 » .
بيت
هر چه كردى بدين صفت بهرام * بر خورنق نگاشتى رسام « 23 »
ريم
- چركى كه از جراحت رود . مثالش شمس فخرى گويد :
شعر
بسكه پيوسته ريم ريزد خصم * گشت جسم عدوش « 3 » همچو ستيم
رزم
- معروف يعنى جنگ و جدل . مثالش فردوسى گويد :
بيت « 3 »
بجنبان عنان اندرين رزمگاه * ميان دو صف بركشيده سپاه
و بمعنى هيزم نيز آمده در فرهنگ . و بفتح زاء « 4 » يعنى رنگ مىكنم چه رزيدن رنگ كردنست .
مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت « 2 »
هر « 5 » آنكس كه جانش بآهن گزم * بسى جامها در سكاهن رزم
روم
- معروف « 24 » . و ديگر بمعنى روى من
هامش
( 1 ) كلمه از « ن » است .
( 2 ) كلمه در « س » نيست .
( 3 ) « ب » : عدوت .
( 4 ) « س » : راء .
( 5 ) « س » : بر .
( 21 ) در برهان معنى زاد و راحله و اسباب سفر و پيك و قاصد نيز دارد .
( 22 ) يعنى : نظامى .
( 23 ) مىپندارم كه اينجا معنى لغوى مراد باشد يعنى رسم كننده و در اين صورت كلمه عربيست .
( 24 ) در اصل نام شهر عمدهء لاسيوم است بايتاليا ( رم ) بنيان نهاده شده بسال 753 يا 754 قبل از ميلاد ، بعدها نام اين شهر بامپراطورى وسيعى اطلاق گرديد كه شهر مذكور پايتخت آن بود . امپراطورى مذكور بسال 395 ميلادى به دو بخش شرقى و غربى تقسيم شد و مركز بخش شرقى يا بيزانس ، قسطنطنيه گشت . از روم اينجا مراد روم شرقى است كه شامل آسياى صغير و نواحى آن بوده است . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .