تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
بنهايت مىرساند لهذا ره انجام گويند « 21 » . و مسعود سعد نيز بمعنى مركب آورده و گفته : [ بيت ]
نصرت از صيقل شمشير تو باشد نه عجب * كه ظفر زين ره انجام ترا سراج است

رسام

- [ بتشديد سين مهمله ] در شرفنامه نام آهنگريست كه بتدبير اسكندر آئينه را ساخت و نيز نام نقاشى كه در خدمت بهرام گور بود مثال معنى اول شيخ نظامى گويد : بيت « 1 »
چو پرداخت رسام آهنگرش * بصيقل فروزنده شد پيكرش
مثال معنى دوم هم او فرمايد « 22 » . بيت
هر چه كردى بدين صفت بهرام * بر خورنق نگاشتى رسام « 23 »

ريم

- چركى كه از جراحت رود . مثالش شمس فخرى گويد : شعر
بسكه پيوسته ريم ريزد خصم * گشت جسم عدوش « 3 » همچو ستيم

رزم

- معروف يعنى جنگ و جدل . مثالش فردوسى گويد : بيت « 3 »
بجنبان عنان اندرين رزمگاه * ميان دو صف بركشيده سپاه
و بمعنى هيزم نيز آمده در فرهنگ . و بفتح زاء « 4 » يعنى رنگ مىكنم چه رزيدن رنگ كردنست . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت « 2 »
هر « 5 » آن‌كس كه جانش بآهن گزم * بسى جامها در سكاهن رزم

روم

- معروف « 24 » . و ديگر بمعنى روى من
هامش
( 1 ) كلمه از « ن » است . ( 2 ) كلمه در « س » نيست . ( 3 ) « ب » : عدوت . ( 4 ) « س » : راء . ( 5 ) « س » : بر . ( 21 ) در برهان معنى زاد و راحله و اسباب سفر و پيك و قاصد نيز دارد . ( 22 ) يعنى : نظامى . ( 23 ) مىپندارم كه اينجا معنى لغوى مراد باشد يعنى رسم كننده و در اين صورت كلمه عربيست . ( 24 ) در اصل نام شهر عمدهء لاسيوم است بايتاليا ( رم ) بنيان نهاده شده بسال 753 يا 754 قبل از ميلاد ، بعدها نام اين شهر بامپراطورى وسيعى اطلاق گرديد كه شهر مذكور پايتخت آن بود . امپراطورى مذكور بسال 395 ميلادى به دو بخش شرقى و غربى تقسيم شد و مركز بخش شرقى يا بيزانس ، قسطنطنيه گشت . از روم اينجا مراد روم شرقى است كه شامل آسياى صغير و نواحى آن بوده است . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .