بيت
در ابخازيان اينك گشاده * حريم روميان آنك « 1 » مهيا
آغاز
- بمعنى ابتدا باشد و بمعنى امر بابتدا كردن نيز آيد . چنان كه استاد ابو الفرج رونى گويد :
بيت
همه فرجامهات محمود « 2 » است * محكم آغاز هر چه آغازى
اسپريز
- [ بكسر همزه و راء مهمله و سكون سين مهمله و فتح باء فارسى ] ميدان باشد . جلالى گويد :
شعر
ببر كرده يكسر سليح ستيز * نهادند رو جانب اسپريز
اسپرز [ بحذف ياء ] نيز آمده .
انكاز
- [ به وزن و معنى افراز ] باشد . مثالش مولوى معنوى « 3 » فرمايد :
بيت
گرم درا گرم كه آن گرم كار * صنعت نو دارد و انكاز نو
مع الزاء الفارسى
آييز
- [ بكسر ياء اول به وزن جاليز ] شرر آتش باشد . مثالش سراج الدين قمرى گويد :
بيت
ز آتش خجلت و آييژ حسد صد كرت * سوختى سينهء بحر و دل كان آزردى
و نيز داروئيست كه آن را بوىمادران نيز گويند .
ارنبيژ
- [ بفتح همزه و راء مهمله و سكون نون و ياء حطى و كسر باء موحده ] طرخون باشد « 4 » كه معرب ترخون است .
مع السين
ارس
- [ بفتحتين ] رودخانه باشد . مثالش خواجه حافظ گويد :
شعر
اى صبا گر بگذرى بر ساحل رود ارس * بوسه زن بر خاك آن وادى و مشكين كن نفس
و « 5 » بمد « 21 » نيز آمده . چنان كه يكى از قدما گفته :
شعر
به تبريز فراق اندر خوى غم « 22 » * سمر شد قصهء من پيش هر كس
چو الوندم غمى بر دل و ليكن * ز جوى ديده مىشد آب آرس *
و به سكون راء اشك را گويند . مثالش فريد الدهر گويد :
شعر
ز آهم بود يك شراره درخش * ارس بود ارس مرا مايه بخش
و بضم همزه سرو كوهى باشد و به عربى آن را ابهل گويند بفتح همزه و هاء و سكون باء .
مثالش لطيفى فرمايد :
شعر
تويى شهسوار جوانان فرس * خد و قد تو ماه رسته بر ارس
آذارطوس
- « 6 » نام مردى كه مادر عذرا را به او داده بودند . مثالش حكيم عنصرى فرمايد :
بيت
پدر داده بودش گه كودكى * بآذارطوس آن حكيم نكى « 7 »
اندروس
- نام مردى كه زنى داشت هارو نام و جزيرهء هارو در ميان دريا بود و هر شبى اين هارو آتش افروختى « 8 » تا اندروس بفروغ آن « 9 » آتش شنا كردى و نزد « 10 » او رفتى يك شب باد « 11 » بر
هامش
( 1 ) همهء نسخ : اينك . ( متن از ديوان خاقانيست ) .
( 2 ) « ن » : مسعود .
( 3 ) بجز « ن » : مولوى مثنوى .
( 4 ) در برهان قاطع ارنيبژ ( به وزن أ لم يجد ) آمده و هم به صورت متن و معنى چوب بقم ، كه بدان چيزها رنگ كنند و آن را طبر خون معرب تبر خون نيز گويند ، بدان داده .
( 5 ) از اينجا تا علامت ستاره از « س » است .
( 6 ) « س » « ن » « ع » : آذرطوس . « ب » : آواز طوس . ( متن از برهان قاطع است ) .
( 7 ) « ب » : يكى ؛ « الف 2 » : ركى . ( و ظاهرا : زكى ) .
( 8 ) « ن » « س » و شبها هار و آتش . . .
( متن از « ب » است ) .
( 9 ) كلمهء آن از « ب » است .
( 10 ) « ب » : نزديك .
( 11 ) « ب » بادى .
( 21 ) يعنى : آرس .
( 22 ) نسخهء « ب » از آغاز كتاب تا اينجا افتادگى دارد .